فصل ششم کتاب آیت الله دیار ما -سید جمال الدین رضوی بربرودی الیگودرزی

شهریور 7, 1400
481 بازدید

فصل ششم :خویشان مرحوم آیت الله حاج سیّد جمال الدّين بربرودی در حلقه اوّلِ بستگان نسبی )شامل برادران و خواهران خود( نیز دارای گستردگی و دامنه وسیعی مطابق شجره‌نامه زیر می‌باشد که سعی شده در این بخش به اختصار بدان پرداخته شود: 1-مرحوم سیّدمحمّد علی (هبه الله) رضوی: فرزند مرحوم آیت الله العظمی سیّد احمد […]

فصل ششم :خویشان

مرحوم آیت الله حاج سیّد جمال الدّين بربرودی در حلقه اوّلِ بستگان نسبی )شامل برادران و خواهران خود( نیز دارای گستردگی و دامنه وسیعی مطابق شجره‌نامه زیر می‌باشد که سعی شده در این بخش به اختصار بدان پرداخته شود:

1-مرحوم سیّدمحمّد علی (هبه الله) رضوی: فرزند مرحوم آیت الله العظمی سیّد احمد و برادر مرحوم آیت الله سیّد جمال الدّين بربرودی می‌باشد. مطابق نقل رسیده، ایشان نیز به تحصیل علوم دینی پرداخت لکن در جوانی در حالی که صاحب اولاد نشده بود بیمار شده و فوت می نماید. مزار ایشان البته به طور نامعلوم در قبرستان چغا می باشد.

2-مرحوم آیت الله سیّد اسد الله رضوی (ملقّب به شمس الشّریعه):فرزند مرحوم آیت الله العظمی سیّد احمد رضوی و برادر دیگر مرحوم آیت الله سیّد جمال الدّين بربرودی می‌باشد. برابر آنچه که از آن مرحوم به یاد پیران و ریش سپیدان مانده و یا در گذشته از ایشان نقل شده، آن حضرت تحصیلات علوم دینی را نزد پدر خود مرحوم آیت الله العظمی سیّد احمد رضوی و برخی علمای مبرّز بلاد آغاز نموده و سپس به تکمیل علوم دینی تا کسب درجه اجتهاد در حوزه علمیّه اصفهان می‌پردازد. آن مرحوم ابتدا در شهر الیگودرز و کوی ده محمّدرضا  اقامت داشته و سپس به روستای چهارچشمه بربرود )که در آن خطّه دارای املاک و متصرّفاتی بوده( نقل مکان می کند. اعتبار و جایگاه اجتماعی و دینی و نفوذ ایشان در منطقه باعث می‌شود که صبّیه مرحوم بهرام خان ضرغام بزرگ  به نام بی‌بی سکینه را به همسری اختیار نمایدکه به همین واسطه نیز بر گستره مالکیّت ایشان در روستای چهارچشمه افزوده می گردد. آن جناب با اقامت در محدوده بختیاری، علاوه بر ترویج دین مبین و پاسخگویی به امورات شرعی و دینی مردم، به رتق و فتق امورات اجتماعی و حلّ و فصل مشکل ایلات و طوایف و بزرگان منطقه نیز می‌پرداخته و به همین واسطه امروز اسناد و مدارک بسیاری از وصيّت نامه‌ها، شجره نامه‌ها، تقسیم ‌نامه‌ها و عقدنامه‌ها و مصالحه نامه‌های منطقه به مُهر و تایید آن جناب موجود می باشد

حضرت آیت‌الله سیّد اسدالله (ملقب به شمس الشّریعه) علاوه بر امورات پیش گفته، به عمران و آبادانی خطّه محل اقامت خود نیز به عنوان یک تکلیف شرعی اهتمام می‌ورزید که از جمله می‌توان به دو اثر ماندگار ایشان، یکم باغ معروف به “باغ آقای شمس ” در روستای چهار چشمه و دوّم”روستای شمس آباد  اشاره نمود.

اخیراً و با همّت اهالی روستای شمس آباد، مقدّمات بازسازی و احیاء روستا آغاز شده که امید می‌رود باحمایت دستگاه‌های ذیربط و تداوم همّت اهالی محترم، این امر با سرعت به نتیجه برسد.

در همین راستا در و در سال 1396 ه.ش با حضور نویسنده کتاب و اهالی روستا، کار تسطیح و آماده سازی احداثات جدید و احیاء روستا ازمحل خانه پدری در شمس آباد آغاز گردید.

جناب شمس الشّریعه علاوه بر خدمات و اثرات گفته شده، بنا به شهره عامّه مردم گذشته و حالِ آن دیار، دارای کشف و کرامات بسیاری بوده و همین امر موجب گردیده که اینک و باگذشت قریب به 80 سال از وفات ایشان، مدفن و مرقد مطهّرشان به زیارتگاه تبدیل شده و محل رجوع، عبادت و توسّل و کسب حاجت از خداوند منّان به واسطه آن سیّد جلیل القدر می‌باشد

بخشی از کرامت و معجزات آن جناب که به واسطه نقل متواتر و کثیر، هم اینک نیز در بین مردم شهرت داشته و نویسنده نیز در گذشته بدون واسطه یا با واسطه، از بسیاری معتمدین و محترمین محل شنیده شده به قرار زیر می‌باشد.

خاطره اوّل

در یک زمستان پربرف و سرد که حجم بارش برف بسیار زیاد بوده و راه‌های بیرون و درون روستا به همین دلیل مسدود شده بود در دوران کودکی‌ام جهت عیادت و صله رحم عمّه‌ام به منزل مرحوم شمس که شوهرعمّه اینجانب بود رفته بودم. مدّت‌ها بود که در آن منزل بودم و راهها همچنان مسدود و به واسطه طولانی شدن این امر، کمبود موّاد غذایی و آذوقه در روستا و از جمله در منزل مرحوم شمس خود را آرام آرام نشان می‌داد. روزی شنیدم که عمّه‌ام بی‌بی سکینه ضرغامی به مرحوم شمس می‌گفت: قند و روغن و چای خانه در شُرف تمام شدن است و باید فکری ‌کنید. مرحوم شمس با آرامش و طمانینه‌ای که مختّص آن مرحوم بود جمله معروف خود راکه بسیار بکار می‌برد در پاسخ مرحومه عمّه‌ام بیان فرمود:” نگران نباشید مولا می‌رساند”. شاید دقایق یا ساعتی از این گفتگو نمی‌گذشت که دقّ‌الباب شنیده شد و پیشکار آقا بعد از گشودن درب و انتقال و اسکان میهمانان در بیرونی منزل، به محضر آقا رسیده و عرض کرد:« چند نفر از اهالی روستاهای اطراف که در گذشته حضرت عالی عقد ازدواج فرزندانشان را منعقد فرموده‌اید از شهر الیگودرز آمده و به سمت روستای خود می‌روند که به دلیل سرما و برف، میهمان شما شده‌اند. آنها مقداری قند و روغن و چای به عنوان پیش کش وحقّ‌الزحمه عقد قبلی به محضرتان آورده‌اند!! اظهارات دقایق قبل مرحوم شمس خطاب به عمّه‌ام و قرار دادن آن در کنار اتّفاق رخ داده و خصوصأ نوع اقلام آورده شده (که عینأ اقلام مورد نیاز بیت شریف بود) برای من در آن سن و سال و البته با شنیده‌های قبلی‌ام از کرامات و احوال‌ آقا جای هیچگونه تردیدی باقی نگذاشت که آنچه دیدم، یک نمونه از کرامت ایشان می‌باشد.

خاطره دوّم

واپسین روزهای زندگی مرحوم شمس سپری می‌شد و ایشان در بستر بیماری قرار گرفته که زمستان سردی جریان داشت. غروب یک روز، آقای شمس اینجانب  را خواسته و فرمودند: فلانی، دلم هوس کباب کبک کرده است.عرض کردم: در این فصل زمستان و برف و بوران شدید کبک پیدا نمی‌شود . دقایقی از این گفت و شنود نگذشته بود که احساس کردم صدای جنب و جوشی از پشت پنجره مشرف به ایوان بگوش می‌رسد. با بازکردن پنجره در کمال تعجّب  دیدم دو عدد کبک روی برفهای ایوان نشسته و حرکت می‌کنند، دستهای خود را به سمت آنها دراز کرده و باز هم، با تعجّب دیدم که بدون عکس‌العمل و ترس، به آرامی در دستم جای گرفتند!! سبحان‌الله! در همان حال و به همراه آن دو پرنده، خود را به بالین حضرت آقا رسانده و عرض کردم: دعا و طلب دلتان برآورده شد و اینک برای ذبح و کباب آنها می‌شتابم. مرحوم آقای شمس اینجانب را به نزدیک خود فرا خوانده و دست‌ِ نوازش بر آن پرنده‌گان (که بدون شک مامور اجابت مطالبه آن سیّد بزرگوارِ مستجاب الدّعوه بودند) کشیده و فرمود: فلانی از خواسته خود برگشتم و پرنده‌گان را آب و دانه داده و رها کنید که بلافاصله دستورشان اجرا شد.

نکته جالب که علاوه بر این نقل، همچنان در دل مردم آن دیار باقی و به آن معتقد و ملزم هستند، نظر کردن مرحوم شمس به پرنده‌گان کبک آن محدوده می‌باشد. امروزه نیز اهالی و مطّلعین از سابقه موضوع و کرامت مذکور، علی‌رغم وجود تعداد زیاد این پرنده در حوالی روستای چهارچشمه، به احترام نظر و عنایت مرحوم شمس‌الشّریعه از شکار و آزار آن پرنده‌گان اجتناب می‌کنند.

از مرحوم شمس فرزندی به یادگار نمانده است لکن پس از وفات ایشان و فوت همسرشان مرحومه بی بی سکینه ضرغامی، کلّیه مایملک آن‌ها حسب وصیّت‌شان به تنها اولاد ذکور برادر جناب شمس، یعنی مرحوم آقا سیّد ‌محمّد‌ حسن بربرودی منتقل گردید.

تصاویر به جای مانده از جناب شمس¬الشّریعه، تصاویری است از زمان حیات و اقامت ایشان در محلّه ده محمّدرضا در الیگودرز که به اتّفاق برخی منسوبان و دوستان به یادگار گرفته شده است و یا در کنار اعاظم و بزرگان منطقه الیگودرز می‌باشد.

مُهر آن جناب نیز هم اینک با مضمون”اسدالله ابن احمد الرضوی” نزد نویسنده کتاب موجود می‌باشد.

جناب سیّد اسدالله (شمس الشّریعه) در تاریخ 17/1/1317 ه.ش در همان روستای محل اقامت خود، چهارچشمه بربرود دارفانی را وداع گفته و به اتّفاق همسرش در کنار باغ و بیت شریف به خاک سپرده شده است.

مرقد و مزار و مضجع شریف ایشان از زمان وفات تا کنون مورد عنایت و رجوع و توسّل و طلب حاجب درمندان و مریدان و عاشقان بوده و می باشد. این مرقد در سال 1390 ه.ش به توصیه والده نویسنده، مرحومه بی‌بی اخترتیموری عبدالوند که از مریدان و علاقه مندان خاصّه آن جناب بود تغییرشکل داده و بشکل تصویر زیر توسعه یافت.

در سال 1385 ه.ش با عنایت پروردگار و دعای خیر مالکان در گذشته چونان آیت‌اللّه سید اسداللّه ملقب به شمس الشریعه و آِیت‌اللّه سید جمال‌الدین و آقا سید محمدحسن بربرودی کار احیاء اراضی کشاورزی آنها در روستای چهارچشمه موسوم به مزرعه چهارموران به پایان رسید. مزرعه مذکور بنام مزرعه جدّه سادات «فدک» نامیده شد. این مجموعه زراعی در سال اتمام کار کتاب (1399 ه.ش) با مساحتی حدود 80 هکتار بصورت مکانیزه و باغ و دام فعالیت می‌نماید.

3- مرحومه بی بی صغری رضوی: فرزند مرحوم آیت الله العظمی سیّد احمد رضوی و خواهر مرحوم آیت الله سیّد جمال الدّين بربرودی و همسر مرحوم آقای محمّد تقی هوشیار که متوفّی و مدفون در روستای ده نصیر الیگودرز می‌باشد. اصل تصویر سند عقدنامه آن مرحومه که در نوع خود از جهات گوناگون ارزشمند و زیبا می باشد، در اختیار نویسنده قرار دارد. از آن مرحومه سه دختر به اسامی حلیمه، بتول و معصومه بجا مانده است.

4- مرحومه بی بی صفورا رضوی: فرزند مرحوم آیت الله العظمی سیّد احمد رضوی و خواهر آیت الله سیّد جمال الدّين بربرودی و همسر مرحوم فرج‌اللّه اصغری می باشد. از آن مرحومه 4 فرزند به اسامی مرحومان یعقوب و یوسف و لیلا و طوبی بجای آمده است. آن مرحومه نیز در شهر الیگودرز دار فانی را وداع گفته و در قسمت جنوبی مزار پدر بزرگوارش در قبرستان چغا مدفون می باشد.

5- مرحومه بی بی زهرا رضوی: فرزند مرحوم آیت¬الله العظمی سیّد احمد رضوی و خواهر مرحوم آیت الله سیّد جمال الدّين بربرودی و همسر مرحوم حاج ابراهیم رضایی سرلک می‌باشد. بانویی مومنه و پاکدامن که عمر خود را به عبادت و زیارت سپری نموده و از ایشان 5 فرزند به اسامی مرحومان درویش، عبّاس و حسین و هاجر و بلقیس رضایی سرلک به جای مانده است. منقول می باشد که آن مرحومه بواسطه ورع و پارسایی زیاد مورد علاقه خاصّ برادر بزرگوارش مرحوم سیّد جمال الدّين بوده و آن جناب تا پایان حیات خواهر خود، بسیاری از صبح های جمعه را در منزل و کنار ایشان می‌گذرانده است.مزار و مدفن آن بانوی پرهیزکار در جوار خواهر پاکدامن خود مرحومه بی بی صفورا در قسمت جنوبی قبر پدر بزرگوار شان در قبرستان چغا قرار دارد.

6-مرحوم حاج عبّاس رضایی سرلک: فرزند مرحوم حاج ابراهیم و مرحوم بی بی زهرا رضوی. جناب حاج عبّاس رضایی از اکابر و قدمای مورد احترام و تکریم اهالی الیگودرز و روستای اطراف بوده و خدمات ارزشمندی در ثبت احوال و امور سجلّی منطقه از ایشان به یادگار مانده است. آن مرحوم به واسطه جایگاه خاصّ مرحومه مادرش بی‌بی زهرا نزد برادر بزرگوار خود مرحوم آیت الله سیّد جمال الدّين و همچنین بدلیل درک محضر جناب بربرودی، موفّق به کسب مدارج عالی معرفتی و درک بسیاری از حالات روحانی و عرفانی دایی گرامیش، مرحوم آیت الله بربرودی شده و پس از رحلت آیت الله بربرودی تا سال های مدید، تصدّی و مدیریت مسجد علی ابن ابیطالب (محل اقامه نماز و وعظ آیت الله بربرودی) را به عهده داشته و به عنوان خادمی کوچک و موذّنی گویا، به ترویج دستورات دینی می‌پرداخت. مرحوم حاج عبّاس رضایی در درون دفاع مقدّس (بین سالهای 58 تا 68 ه ش) ضمن حضور مستمر در جبهه های نبرد حقّ علیه باطل، فرزند رشید خود سعید رضایی سرلک را نیز تقدیم انقلاب و ایران نمود. آن مرحوم به واسطه علقه و تعلّق خاطر و تعصّب شدید به بیت و خاندان مرحوم بربرودی، پس از وفات ایشان نیز رابطه و خدمات خود به آن بیت و فرزندان مرحوم آیت الله سیّد جمال را ادامه داده و در اواخر عمر شریف، عمده زحمت و تلاش-های منتهی به عمران و آبادانی اراضی موروثی نویسنده کتاب (در روستاهای چهار چشمه و شمس آباد) بعهده آن مرحوم بوده و همچنان آثار برکت این حضور، شامل اشجار و انهار فراوان به جای مانده است.

نهایتأ مرحوم حاج عبّاس رضایی در سال 1386 ه ش جان به جان آفرین تسلیم و در قبرستان اکبرعلی در جوار برادر بزرگوارش مرحوم حاج حسین رضایی سرلک به خاک سپرده شد.

در پایان این فصل، شجره نامه مقطع خویشان (برادران و خواهران) مرحوم آیت الله حاج سیّد جمال الدّين بربرودی به قرار زیر اراِئه میگردد.