فصل چهارم کتاب آیت الله دیار ما سید جمال الدین رضوی بربرودی الیگودرزی

شهریور 7, 1400
238 بازدید

فصل چهارم : نَسَب مطابق شجره¬نامه موجود که منطبق بر محتوای سنگ نوشته تربت پاک مرحوم آیت الله العظمی حاج سیّد احمد رضوی خوانساری والد مکرّم مرحوم آیت¬الله سیّد جمال الدّين بربرودی می¬باشد، نسب مرحوم حاج سیّد جمال¬الدّين با 25 پشت به دهمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت علیّ النّقی الهادی (ع) و […]

فصل چهارم : نَسَب

مطابق شجره¬نامه موجود که منطبق بر محتوای سنگ نوشته تربت پاک مرحوم آیت الله العظمی حاج سیّد احمد رضوی خوانساری والد مکرّم مرحوم آیت¬الله سیّد جمال الدّين بربرودی می¬باشد، نسب مرحوم حاج سیّد جمال¬الدّين با 25 پشت به دهمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت علیّ النّقی الهادی (ع) و با 34 پشت به حضرت علی ابن ابیطالب(ع) می‌رسدکه شرح مستند آن به قرار زیر است.

الف) شجره نامه

سیّدجمال¬الدّين ابن سیّد احمد ابن سیّد میرعلی اکبر ابن سیّد محمّد ابن سیّد علی اکبر ابن سیّد محسن ابن سیّد حسین ابن سیّد محمّدابن سیّد حسین ابن سیّد علی اکبر ابن سیّد مقصود ابن سیّد امیرحسین ابن سیّد زین¬العابدین ابن سیّد علی اکبر ابن سیّد مهدی ابن سیّد امیرحسن ابن سیّد جلال¬الدّين ابن سیّد احمد ابن سیّد طاهر ابن سیّد محیی ابن سیّد محسن ابن سیّد عزالدّين ابن سیّد فخرالدّين ابن سیّد امیرمحمّد ابن سیّد احمد ابن سیّد محمّد ابن الامام الهمام ابوالحسن علیّ¬الهاّدی النّقی ابن الامام محمّد جواد التّقی ابن الامام الرّضا ابن الامام موسی¬الکاظم ابن امام جعفر الصادّق ابن الامام محمّد باقر ابن الامام علی السجّاد ابن الامام الشّهید الحسین ابن الامام علی بن¬ابیطالب (ع)

 

ب) ویژگی ها:

نَسَب مبارک این خاندان جلیل¬القدر دارای برجستگی¬ها و دانستنی¬هایی است که اهمّ آن به قرار زیر مورد توجّه‌ قرار می¬گیرد:

1-جدّ اعلای مرحوم آیت¬الله بربرودی مطابق شجره¬نامه موجود، جناب سیّدمحمّد معروف به شاهزاده محمّد فرزند بلافصل حضرت امام هادی (ع) می¬باشد که بارگاه و مرقد مطّهرش در محدوده “بلد” حدّ فاصل بغداد و سامّرا قرار داشته و در بین همه مسلمانان اعّم از شیعه و سنّی دارای ارج و جایگاه ویژه¬ای بوده و صاحب کرامات بسیار شناخته می‌شود.

روایات و خاطرات بسیاری از زائران و عاشقان عتبات عالیات در سنوات ماضی و حال وجود داشته و دارد که همگی مویّد جایگاه خاصّ و احترام ویژه اهل عراق و دیگر مسلمانان به آن حضرت بوده و نمونه¬های زیبایی از معجزات و كرامات آن حضرت نقل شده است. نکته قابل توجّه‌ در خصوص جناب سیّدمحمّدِ مذکور آنکه،اعتبار و جایگاه ایشان علاوه بر اهل تشیّع، در بين اهل سنّت عراق نیز بسیار برجسته بوده، و در بین آن جماعت دارای جایگاهی مشابه جایگاه حضرت ابالفصل العبّاس (ع) نزد شیعیان میباشد.

2-فرزند بلافصل جناب سیّدمحمّد مذکور در بند1، جناب سیّد احمد معروف به شاهزاده احمد مدفوق در سرچشمه خوانسارمي‌باشد. بارگاه ملکوتی و مرقد مطهّر آن حضرت نيز از گذشته دور تا کنون محل عبادت و ملجاء نیازمندان و دردمندان و مکان استجابت دعا بوده و مي‌باشد و روز به روز بر جلال و شکوه و عظمت آن افزوده مي‌گردد.

اولاد و نسل جناب سیّد احمد اخیرالذّکر، جملگی از سادات معظّم و مورد تکریم و احترام مناطق مرکزی ایران خصوصاً شهرهای اصفهان و خوانسار و الیگودرز و اراک بوده و نَسَب تمامي سادات معروف به سادات سرچشمه خوانسار، بدون انقطاع به آن جناب می‌رسد. شاید بتوان اوصاف و اعتبار اين سادات معزّز را به بهترين شکل ممکن در کتاب “امام زادگان و پارسایان نامدار افق خوانسار”  ترجمه و تدوین جناب محمّدرضا فتّاحی پیدا نمود كه به جهت رعایت دقّت و امانت، عینأ به فرازهايي از آن کتاب اشاره مي‌شود:

امامزاده احمد فرزند امام همام، علی بن محمد الهادی (علیه الصلوۀ و السلام)

آنچه در این بخش تقدیم می¬شود برگرفته است از کتاب «امامزادگان و پارسیان نامدار در افق خوانسار» (صفحات 88 تا 144)

امامزاده احمد فرزند امام همام ابی الحسن علی الهادی (علیه‌السلام)

این امامزاده، سید جلیل¬القدری است که کرامت های روشن و هماره اش خیره کنندۀ دیده ها و گره گشای مشکلات مردم بوده است. نسب شریف با چند واسطه به حضرت ابی الحسن امام هادی (علیه‌السلام) منتهی می شود. در مجموعه کتب تبارشناسی و شرح حال بزرگان سخنی دربارۀ او نمی توان یافت جز آنچه از قدیم تا به امروز در بین مردم شهر مشهور است که ایشان را از فرزندان سید محمد (فرزند بی¬واسطۀ امام هادی علیه‌السلام) می دانند.

اگرچه وی در اوراق کتب گمنام است اما دانشمندان بزرگ اسلامی در پاسخ به اجازه نامه های مردمی در مورد شخصیت او با عزمی جزم و روشنی کامل سخن گفتند. علمای ربانی ضرورت بزرگداشت و احترام فوق¬العادۀ ایشان و نزدیکی نسبتش به امام معصوم را تأکید نموده اند.

انتساب به سید محمد مدفون در بلد

خاطرنشان شد که از گذشته های دور تا به امروز در بین مردم شهر مشهور است که وی از اولاد حضرت سید محمد فرزند امام همام حضرت ابوالحسن علی الهادی عسگری (علیه‌السلام) است و بیشتر تبارنامه های موجود نیز همین را تأکید می¬کند. جناب سید محمد مرقد مطهرش با بارگاهی باصفا و دلنواز در اطراف سامرا به نام “بلد” واقع شده است برای اثبات اینکه امامزاده احمد از نوادگان آن بزرگوار می باشد؛ ابتدا باید ببینیم ایشان دارای اولاد بوده است یا نه؟

سخنان دانشمندان نسب شناسی در این خصوص یکسان نبوده بعضی برای او فرزند قائلند و بعضی سکوت نموده و متعرض نشده اند. به همین دلیل مسئله شایسته و نیازمند بررسی است.

فرزندان سید محمد مدفون در بلد

یکی از خبرگان دانش تبارشناسی سید ضامن بن شد قم حسینی مدنی است او در کتابش به نام تحفه الازهار به طور مسلم سید محمد را دارای فرزندانی چند می دادند. آنجا که می گوید: به عنوان یک اصل از اصطلاحات علما نسب، اول این است که سید محمد دارای عقب است؛ سپس سلسله فرزندان را چنین می شمارد ابوعلی محمد فرزندش علی را به یادگار گذاشت و علی فرزندی به نام محمد و محمد فرزندی به نام حسین و حسین دارای فرزندی به نام محمد و محمد فرزندش علی می باشد و علی فرزندی به نام شمس الدین مشهور به میرسلطان بخاری را به عنوان خلف خود داشت. از کلام فوق چنین برمی آید که فرزندان سید محمد تنها از طریق نامبرده در طومارنامه نسب بالا محدود نمی شود زیرا کلماتی مانند خلّف و اَعقَب و اَولَد و مانند آن که در متن عربی سلسله آمده است وقتی به کار برده می شود که مقصود ارادۀ بیان تمامی فرزندان نباشد بلکه اصل وجود عقب (فرزند) را اعلام می دارد. این نکته ظریف را نویسنده کتاب در مقدمه تحفۀ‌الازهار و همچنین در رساله اصطلاحات النّسابه  که از ملحقات کتاب عمده الطالب می باشد مورد اشاره قرار داده و می گوید: واژه (مُعقِّب) در اصطلاح نسب شناسی یعنی دارنده عقب که می رساند شخص عقیم نبوده و دارای فرزندمی باشد. . از آن صریح تر در انحصار نسل بعد از او به وسیله یک نفر از اصطلاح (اَلعَقَبُ من فُلان) بهره می گیرند اما اگر کسی (اَعقَبَ یا اَولَد مِن فُلان) به کار برد؛ می خواهد بفهماند که فرزند از او در یک نفر خلاصه نمی شود و احتمال وجود فرزند دیگر هم برای او از طریق دیگر نیز هست و این دو کلمه (اَعقَبَ یا اَولَد) به یک معنی بوده و گاه به جای یکدیگر نیز به کار می روند.

محدّث قمی در منتهی الآمال نیز رأی به فرزنددار بودن او داده و می گوید: سید ضامن در تحفه‌الازهار فرموده که از اولاد او سید محمّد شمس‌الدین است که با سلسله ذکر می نماید. و سپس اضافه می کند که سید حسن براقی گفته عقب امامزاده سید محمد از همین شمس‌الدین محمد بوده و برای او اولادی است که در اطراف و شهرها پراکنده اند. نویسنده لباب‌الانساب نیز از زمره کسانی است که سید محمد را دارای فرزندان متعدد می داند و برای اثبات ادعای خود می¬گوید: سادات ساکن در مرو از جمله فرزندانش می باشند و از جمله آنها است، اسحاق بن احمد بن علی بن محمد بن علی بن زید بن حسین بن محمد بن علی‌النقی بن محمد‌النقی بن علی بن موسی‌الرضا (علیه‌السلام).

یکی از دست‌اندرکاران تبارشناسی، نویسندۀ کتاب المجدی  است او گرچه تصریح به وجود فرزند برای ایشان ندارد اما ظاهر سخنش بر زنده بودن او در زمان حیات امام دهم و کنیه اش به ابی جعفر؛ می تواند دلالت بر موضوع داشته باشد.

متن سخن او بدین قرار است: امام دهم علی بن محمد العسکری (علیه‌السلام) دارای سه فرزند بود لقب عسگری برای حضرت بدین جهت است که نام دیگر سامراء عسگر می باشد امام دهم و فرزندش امام حسن عسگری (علیه‌السلام) در این شهر اقامت داشتند مادر امام یازدهم ابومحمد حسن عسگری؛ بزرگ زاده ای پاکدامن در لباس کنیزان بود او را به خاطر تسلیم بی قیاسش در مقابل حضرت حق (جلّ و علی) رضّی لقب دادند و مدفن پاکش را در سامرا در کنار پدر گرامی اش می باشد. دیگر برادرش محمد ابو جعفر (رضی اللّه عنه) در زمان برادر می زیسته؛ که به قصد رسیدن به حجاز راه سفر را در پیش گرفت ولی هنوز از عراق بیرون نرفته بود که در هفت فرسخی موصل در محلی به نام بلد عجل امانش نداد و در همان جا به خاک سپرده شد او دارای بارگاه مجللی است که آن را زیارت نمودند. مؤلف ضیاءالابصار می فرماید: از اینکه کین حضرت سید محمد را ابوجعفر آورد؛ می توان دریافت که وی دارای اولاد بوده و از جمله آنها جعفر بن علی بن النازوک بن محمدالاصغر بن عبداللّه بن جعفر بن محمد است.

در کتابخانه شیخ محمدحسین کاشف العظاء، کتابی خطی از علامه بزرگوار ملّا احمد نراقی وجود دارد، که در آن آمده است: سید محمد فرزند امام هادی (علیه‌السلام) دارای دو فرزند می باشد یکی از آنها علی است که (کنیه اش به واسطه او ابوعلی است) و از فرزندان او شمس الدین میرسلطان و دیگری احمد که از فرزندان او سید امیرعلی‌اکبر بن سید مقصود است.

به منظور روشن شدن بیشتر مطلب بخش مورد نیاز از کتاب (المنهاج فی ذکری آل البعاج) تقدیم می-گردد و آن شامل قسمتی است که نویسنده به منابع مورد استناد خود مبنی بر اثبات اینکه حضرت سید محمد بن الامام الهادی (علیه‌السلام) (سبع الدّج) دارای فرزند بوده است؛ اشاره دارد و به توهم بعضی از پیشینه شناساند در این زمینه پایان می دهد. زیرا دست نیافتن دیگران به این موضوع؛ نباید به معنی عدم الوجود و فقدان آن تلقی گردد. در همین راستا به مستنداتی که اسامی تعدادی از سادات منسوب به حضرتش را ذکر نموده است، می پردازد که در میان آنان بزرگانی از مشاهیر نیز به چشم میخورد.

نویسنده از بیان مقدمه چنین می نگارد:

خاندان بزرگ ما از شاخ و برگ این شجره منسوب و با این رشته به امام علی الهادی (علیه‌السلام) متصل می شود و آنان از نسل ابی جعفر سید محمد (معروف به بعاج) هستند. اکنون ما در صدد آن هستیم تا آنچه را که دانشمندان پیشینه شناس در کتاب های معتبر خود از فرزندان حضرتش نوشته اند گردآوردی نماییم. باشد که این حلّه ای ارزشمند برای این کتاب گردیده تا آن را بدان بیاراییم پس توفیق الهی یا و دست غیبی مددکار شد، که از لابه لای نوشته های انساب بدین حقیقت دست یافتیم.

هدف ما از این نوشتار مفصل برای آن است که اقوام و بستگان مشترک با ما سر منشاء پیدایش و پرورش خویش را به درستی شناخته و ارزشمندی خاندان خود را مایه مباهات بدانند و بر اصالت خانوادگی و عنصر وجودی شان تأکید نماییم. همان گونه که علما اعلام در کتاب هایشان (که به شرح ذیل از نظر شما خواهد گذشت) بدان اعتراف نموده اند.

علامه ابو محمد حسن بن موسی نوبختی ( از دانشمندان قرن سوم) در کتاب فرقه شیعه (ص 102) به مناسبت گروه های مختلف شیعه می نویسد: گروه پنجم قائل به امامت ابو جعفر محمد فرزند امام هادی (علیه‌السلام) هستند. اما آنچه باعث شد تا اینان چنین موضع گیری داشته باشند ناشی از حوادث بعد از وفات امام حسن عسگری (علیه‌السلام) بود زیرا ولادت حضرت مهدی (علیه‌السلام) بر آنان مخفی مانده؛ و از وجود حضرتش بی‌اطلاع بودند و گمان می کردند امام یازدهم دارای فرزندی نیست پس در یک بن بست اعتقادی متحیر ماندند که مگر می شود امامی بدون جانشین از دنیا رخت بندد؟ از طرفی برادر امام (جعفر) را به طور کامل هم در حال حیات و رویدادهای بعد از فوت امام می شناختند زیرا او با انجام آشکار معاصی از خط پرهیزگاری و صیانت نفس فاصله گرفته و با ارتکاب گناهان فسق خود را علنی ساخته بود و با این اوصاف صلاحیت خود را حتی بر اینکه شهادت بر در همین بدهد از کف داده بود، تا چه برسد به اینکه شایستگی احراز مقامی چون جایگاه پیامبر را داشته باشد. وقتی هر دو مسیر را باطل و مسدود دیدند راه چاره ای جزء قائل شدن به امامت ابی جعفر محمد بن علی الهادی باقی نماند چون که از او جزء عفت نفس و تهذیب مشاهده ای نداشتند و به طور یقین او را فرزندی نیکو و استوار نیز بود. به علاوه آنکه پدرش گوشزد نموده بود که امامت از مواردی است که هرگز به خاموشی نخواهد گرایید. لذا یا باید رأی به بطلان اعتقاد و انکار امامت از اصل می دادند که جایز نبود یا قائل به امامت او می شدند.

نویسنده تاریخ قم شیخ جلیل القدر (حسن بن علی بن حسن بن عبداللّه قمی) که در سال 387 به رشتۀ تحریر درآمده است. در صفحه 203 می نویسد: فرزندان امام هادی (علیه‌السلام) چهار تن به نام های حسن و محمد و حسین و جعفر می باشد. کمی بعد از آن می گوید در الشجره غیر از این چهار تن فرزندی به نام علی را نیز ذکر نموده ام که از او فرزندی باقی نمانده است و اللّه العالم. صاحب منهاج همچنین افزوده: نویسنده بحرالانساب (ملک الکتاب خان صاحب) با اشاره به سال وفات حضرتش می گوید: او یک سال قبل از شهادت پدرش امام هادی(علیه‌السلام) (253) هـ.ق بدرود حیات گفت. وی بزرگ ترین فرزندان امام بود و برای او نسلی معروف و فرزندانی آشکار است.

سید جلیل القدر سید حسین ضامن بن شد قم نقیب مدینه در کتابش (تحفه الازهار و زلال الانهار فی نسب الساده الاطهار) که از سودمندترین و پر دامنه ترین کتابی است که در انساب سادات نگارش یافته است. چنین می گوید: امام هادی (علیه‌السلام) چهار فرزند پسر به نام حسن عسگری و محمد و جعفر و حسین و یک دختر به نام عایشه داشت.

پس عقب او از چهار نسل نشأت می گیرد. اصل اول: عقب ابی علی؛ محمد است ابوعلی محمد فرزندی به نام علی را از خود به جا گذاشت و هر یک از آنان نیز دارای فرزندی بدین شهر بودند.

علی محمد حسین محمد علی شمس الدین مشهور به میر سلطان بخاری است زیرا محل ولادت و نشو و نمای او در بخاری بوده و به فرزندانش بخاریون گفته می شود. سپس به نقل از کتاب (شقایق النعمانیه فی علما-الدوله العثمانیه) به معرفی او می پردازد و ضمن گفتاری در شرح حال او در جلالت قدر و بزرگی عظمتش بیان کاملی آورده است و در ادامه، شمّه ای از کرامات و مناقب او را برشمرده و می گوید: جنابش در حجرتی؛ روی به بلاد روم نهاده و در شهر بروسا ساکن گردید. کراماتش به تدریج منتشر، و کارش تا آنجا بالا گرفت که وقتی خبرش به سلطان بایزید بن مرادخان رسید، او را نزد خود فرا خواند و دخترش را به عقد وی درآورد که ثمرۀ آن فرزندانی بودند که به واسطۀ این وصلت به میر سلطان مشهور شدند. نگارنده اش در حاشیه کتاب مزبور می نویسد: عقب سید محمد بن امام هادی (علیه‌السلام) از همین شمس الدین بوده و برای او فرزندانی در اطراف و نواحی عراق و خوزستان و توابع آن متفرق اند و بر پشت جلد کتاب مستند الشیعه، (علامه ملّا احمد نراقی از بزرگان قرن سوم هجری) کاتب آن نسبش را به این صورت به وی می رساند.

و أنا العبد محمدرضا بن عبدالرسول بن السید جعفر بن السید عبدالکریم بن السید معین‌الدین بن السید میرحسین بن السید حسین بن السید علی اکبر بن السید مقصود بن السید امیر‌حسین بن السید زین‌العابدین بن السید امیرعلی‌اکبر بن السید المهدی بن امیرحسن بن السید الجلال‌الدین السید امیراحمد بن السید طاهر بن السید یحیی بن السید محسن بن السید عزّالدین بن السید فخرالدین بن السید امیرمحمد بن السید محمد بن الامام الهمام ابی الحسن علی الهادی بن الامام محمدالجواد بن الامام ابی الحسن علی بن موسی‌الرضا (علیه‌السلام).

در کتابخانه شیخ محمد حسین کاشف الغطاء کتابی خطی از علامه بزرگوار ملّا احمد نراقی وجود دارد که در آن چنین آمده است: سید محمد فرزند امام هادی (علیه‌السلام) دارای دو پسر است یکی از آنان علی که ( کنیه، جنابش به واسطه او ابو علی است) و از فرزندان او شمس الدین میرسلطان است و دیگری احمد که از فرزندان او سید آمیر علی اکبر بن سید مقصود می باشد.

حلقه های وصل میان امام (علیه‌السلام) و امامزاده احمد.

برای یافتن فاصله بین امام معصوم و امامزاده احمد راهی جز بررسی و مطالعه آنچه در شجره نامه ها و طومارنامه نسب سادات رضوی ساکن در این شهر آمده است در پیش رو نداریم.

باید با بررسی تبار افرادی که نیای آنان به امام هادی (علیه‌السلام) می رسد میزان قرابت امامزاده احمد و رتبۀ اتصالش به امام را به دست آورد، و با شمارش حلقه های این زنجیره تعداد واسطه بین این دو را معین کرد.

بنابر ظاهر و شهرت پذیرفته شده عموم سادات رضوی خوانسار نسبشان منتهی به سید احمد مدفون در یکی از محلات خوانسار به نام محله شهرک (بالا ده سابق) می رسد.

حقیقت این است که تعداد این طومارنامه و شجره نامه ها که به دوازده  یا بیشتر می رسد در تمام جزئیات یکسان نیستند. گاه در مقایسه با هم نام فردی زودتر از دیگری به میان آمده، یا در حلقه های آخر ارتباط با معصوم تفاوت های جزئی به چشم می خورد.

اما در نه در مورد آنها نقطه ی انتهایی و پایان سلسله سادات به حضرت سید محمد مدفون در بلد می رسد این اتصال بدون هیچ‌گونه اختلاف در واسطه ها یا تقدیم و تأخیر به وسیله فرزندش احمد به دست می آید و تمامی آنها با آنچه از قدیم‌الایام شایع و مشهور بوده است که امامزاده احمد فرزند حضرت سید محمد می باشد به طور کامل هماهنگ بوده و سازگاری دارد. این اشتهار و شیوع همچنین مورد تأیید برخی از علمای اعلام نیز قرار گرفته است، آیت اللّه سید احمد صفایی که خبره در علم رجال و معروف و مورد توجه اصفهان حضرات آیات سید محمدرضا رضوی و سید زین‌العابدین رضوی نیز از دیگر تأییدکنندگان می باشند که جزّی در کتاب تذکرۀ‌القبور در خصوص نفر دوم می نویسد: او از کسانی است که افتخار تشرّف حضرت ولی عصر (عج) برایش حاصل شده است و از آیت اللّه العظمی مرعشی نجفی نیز به عنوان یکی دیگر از نسّابه های در همین رابطه می توان نام برد.

3- از جزئیات احوال و ویژگی های اسلاف مرحوم آیت الله بربرودی ما بین شاهزاده سیّد احمد مدفون در سرچشمه خوانسار تا مرحوم آیت الله مير سيّد علی اکبر رضوی (جدّ مرحوم بربرودی) اطّلاعات دقیق و مستندی (بجز سلسله نسب معتبر و منقول در صفحات قبل) بدست نیامد الاّ آنکه، جملگی از علماء و بزرگان دین در عصر و محل زیست و اقامت خود (عمدتأ خوانسار و اصفهان) بوده اند. حسب برخی اقوال و اسناد، جناب آقا میر سيّدعلی اکبر نیز مدّتی در آل گودرز رحل اقامت افکنده بودند که مُهر آن جناب در ذیل برخی اسناد و مدارک قدیمی مربوط به خطّه الیگودرز مويّد این امر می باشد.

ج) پدر:

مرحوم آیت الله العظمی سیّد احمد رضوی خوانساری فرزند مرحوم آقا مير سيّد علی اکبر رضوی: جناب ایشان متولّد خوانسار بوده و مقدّمات علوم دیني را در مدارس علمیّه خوانسار سپرد نموده و جهت ادامه تحصيل و کسب فِيض بیشتر از علماء و بزرگان علم و دین به اصفهان عزیمت می نماید. بنابر روایت موجود ایشان مدارج عالی علوم دینی را در حوزه مقدّسه اصفهان (که در زمان خود مرکزیّت علوم دینی ايران بوده) طی كرده و با کسب فیض از محضر اساتید و مراجع وقت، موفّق به کسب اجازه اجتهاد از آن بزرگان شده و متعاقبأ جهت ادامه تحصیل و تعمیم معلومات، مدّتی نيز در عتبات عالیات و در حوزه مقدّسه نجف به تأمل و تدبّر پرداخته و سپس در قمّ المّقدسه به بسط و تعالي دانش و علوم دینی و فقهی خود می پردازد. این مقطع زمانی از حیات طيّبه آن حضرت (بنا بر آنچه که در صفحات قبل اشاره شده) مصادف با تولّد فرزند ذکور کوچک ایشان، حضرت آیت الله آقا سيّد محمود (جمال الدّين) می باشد. آیت الله حاج سیّد احمد رضوی خوانساری در نهایت با درخواست علما و بزرگان الیگودرز و حومه به آن خطّه عزیمت نموده و تا پایان عمر شریف در آن سامان به ترویج علوم دینی و حل و فصل امورات شرعی و ارائه خدمات فرهنگی و اجتماعی به مردم منطقه و اقامه جماعت در مسجد علی ابن ابی‌طالب (ع) می‌پردازد. برابر اسناد و اطّلاعات موجود، حضرت آیت الله سیّد احمد رضوی در طول حیات خود دو همسر به نام های فاطمه سادات حکیم‌باشی خوانساری  و خانم بی‌بی آقا نظری الیگودرزی اختیار نموده که حاصل این وصلت‌ها، سه فرزند ذکور و سه فرزند اناث به اسامی و مشخصات زیر می باشد.

از همسر اوّل، مرحومه فاطمه سادات حکیم‌باشی، مرحومان آقايان سیّد هبه الله (سید محمدعلی) و سیّد اسد الله (ملقب به شمس الشریّعه)

از همسر دوّم، مرحومه خانم بی‌بی آقا نظری، مرحوم آقا سیّد محمود (مشهور به آقاجمال الدّين) و سه فرزند دختر به اسامي بی‌بی صغرا، بی‌بی صفورا و بی‌بی زهرا می‌باشد که در ادامه بدان پرداخته مي‌شود.

آن حضرت، اعلم علما خطّه الیگودرز و اکبرسادات رضوی مقیم آن دیار در زمان خود بوده و بنابر اتّفاق اقوال، مورد تعظيم و تکریم و احترام عامّه مردم و بزرگان شهر و ایلات و طوایف اطراف بوده بنحوي که برابر برخی اسناد و مدارک بجا مانده، آن حضرت اعلمیّت ومرجعيّت دینی و شرعی مردم آن دیار را نیز عهده داربوده است.

از جناب آیت الله العظمی سیّد احمد رضوی خوانساری، دست خط، اسناد و مداركي به جای مانده که در انتهای این بخش به ارائه و مرور آنها به شرح زیر پرداخته می شود.

تصویر: تنها تصویر منسوب به آن جناب که در دسترس می باشد چندی قبل توسط خویش و همشهری عزیز جناب آقاي خسرو خان سالاروند  به اینجانب اهداء شد. هرچند در خصوص صحّت و سقم این انتساب ترديدهايي وجود دارد لکن به نظر رسید، ارائه آن تصویر در این قسمت از کتاب خالی از لطف نباشد.

دست خط

برخی نمونه ها از دست خط آن مرحوم در حاشیه کتب بجای مانده از ایشان به قرار زير ارائه می شود.

قباله ازدواج

این سند که در نوع خود هم از لحاظ کاغذ و خط و تذهیب بسیار باارزش و زیبا می باشد مربوط به ازدواج مرحوم آیت الله العظمی سیّد احمد رضوی خوانساری با مرحومه خانم بی‌بی آقا نظری (مادر مرحوم آیت اللّه حاج سید جمال الدین بربرودی) بوده و تاریخ شنبه برابر 8 شعبان‌المعظم 1294 را در ذیل خود دارد.

متن زیبا و بلیغ، فصيح و موزون اين عقدنامه علاوه بر ارزش تاریخی، بخوبي نشان دهنده  جایگاه و اعتبار آن جناب در دوران حیات مبارک خود می باشد.

اسناد و مدارک مهمور به مهر و مویّد به تایید آن حضرت: اسناد و مدارک بسياري از جمله عقدنامه‌ها، وصیّت‌نامه¬ها، تقسیم‌نامه‌ها، استفتائات و استعلامات و… از عوام و خوّاص منطقه الیگودرز امروزه وجود دارد که بجهت جایگاه و مرتبه حضرت آیت الله العظمي سیّد احمد رضوی خوانساری، مهمور به مهر ایشان شده و یا مویّد به تاییدات آن جناب گردیده است که بخشی از آنها در اختيار نویسنده و برخی نیز در دیگر کتب، مورد استفاده قرار گرفته كه به جهت اهمیّت و اعتبار و زیبایی این اسناد، تعدادی از آنها  ذیلأ به همراه متن بازنویس شده  آنها تقدیم خوانندگان عزیز می‌شود.

کرامات

اکثر قُدما و معمّرین شهر الیگودرز و روستاهای اطراف کرامات و معجزات زيادي در خصوص مرحوم آیت‌ الله العظمي سیّد احمد رضوی خوانساری را از بزرگان خود شنیده و سینه به سینه نقل کرده و می کنند. این کرامات از مواردی مانند جفت شدن کفش جلوی پای آن حضرت تا تشرّف به محضر حضرت ولیّ عصر (عج) طيف گسترده ای را در بر می گیرد که در اینجا به یک نمونه نقل شده از مرحوم صبرعلی ذلّقی  اشاره می شود:

مرحوم آقا (آیت الله العظمي سیّداحمد رضوی) در ایّام زيادي از سال مجالس تعزیه و روضه خوانی و ادعیّه و … در منزل خود برگزار می کردند و معمولأ اینجانب به واسط نقش و جایگاهی که در بیت ایشان داشتم، هميشه در مجالس فوق در محضر ايشان به حاضران خدمت می نمودم. اواخر عمر شریف، روزی در ايّام مبارک شعبان آقا فرمودند”مقدّمات یک مجلس و مهمانی را فراهم کرده و ضمن آماده سازی اتاق نشیمن، در انتهاي كار، خود نیز مرخص شوید.” حسب وظیفه، امورات محوّله را به انجام رسانیده لكن بنا به حسّ کنجکاوی و توجّه‌ به این نکته كه آقا امرو‍ز اینجانب را از حضور و پذیرایی در محفل خود معاف و مرخص نموده اند، خود را راضي کردم كه در منزل بمانم. مدّتی گذشت كه بر اساس همان حسّ کنجکاوی به ایوان متّصل به نشیمن آقا رفته و سعی کردم خودم را به پنجره اتاق نشیمن نزدیک کرده و درون اتاق را نظاره کنم.

سبحان الله!! آنچه که براي يك لحظه دیدم اتاقی ممّلو از نور و بوی عطر و حضور چند شخصیت منوّر در اتاق بود که ادامه‌ نظاره ميسّر نشده و از حال رفتم. مدّتی بعد که حضرت آقا با صدای افتادن اینجانب در ایوان به بالین حقیرآمده بود و پس از آنکه به هوش آمدم، چهره آقا را نورانی و البته گریان دیدم كه فرمودند، “از اين واقعه و آنچه که دیدی حداقل تا زمان حیات اینجانب برای کسی چیزی بازگو نکن.

وصیّت نامه

وصیّت نامه به جای مانده از مرحوم آیت الله العظمي حاج سیّد احمد رضوی خوانساری نیز در نوع خود از جهات گوناگون مانند جامعیّتِ متن و محتوا، نحوه نگارش و قلم و خط، کم نظیر می باشد. این وصيّت نامه که خود نوعی وقفنامه نیز تلقّی مي‌شود در سنه 1326 هـ.ق نوشته شده است.

 

وفات و مدفق

وفات حضرت آیت الله العظمی سیّد احمد رضوی خوانساری برابر سند منقوش بر سنگ نوشته تربت پاك آن حضرت، در یوم الاثنین الحادی عشر شهر ذیقعده الحرام سنه ثمان و عشرین و ثلاث ه ق در الیگودرز، کوی محمّدرضا  و منزل شخصی وقوع یافته و پیکر مطهّرش در قبرستان معروف به (چغا) در میانه شهر الیگودرز دفن گردیده است. متن سنگ نوشته بارگاه آن حضرت که بعدها توسط ولد ایشان مرحوم آیت الله حاج سیّد جمال الدّين بربرودي مرمّت و احیا شد نیز در نوع خود از لحاظ محتوا كم نظیر و حاوی شجره نامهِ متّصل به ائّمه اطهار (ع) و منتهی به جناب هاشم بن عبدالمناف صلوات الله عليهم اجمعين می باشد.

برابر آنچه که به خاطر نویسنده مانده، سنگ نوشته فوق در دهه 50 شمسی با سفارش مرحوم آیت الله بربرودی توسط استاد موسی صالحی حکّاکی و در محل قبر نصب گردید.

آنچه که امروز از مرحوم آیت الله العظمی سیّد احمد رضوی خوانساری والد گرامی مرحوم آیت الله سیّد جمال الدّين بربرودی بیاد مانده، خاطرات خوب از کمالات و کرامات آن حضرت و آنچه که بجای مانده بخشی از بیت شریف، مقداري از کتب و رسالات، و البته تعدادی از اولاد و نسل و همچنين مرقد و بارگاهی منوّر و مطهّر است که همچنان ملجاء دردمندان، نیازمندان، متمسّكان و متوسّلان به خاندان عصمت و طهارت بوده و همه روزه محل رجوع و نذر و دخیل بستن و روشن نمودن شمع می باشد. رحمه الله علیه.