فصل هشتم کتاب آیت الله دیار ما -سید جمال الدین رضوی بربرودی الیگودرزی

شهریور 7, 1400
266 بازدید

فصل هشتم: بُعد علمی برابر آن چه که مطلع‌اش در فصل سوّم (با موضوع ولادت) آغاز گردید، مرحوم آیت الله سیّد جمال الدّين بربرودی در شهر قمّ المقدّسه متولّد و دوران کودکی و نوجوانی خود را در الیگودرز طی نمود. آن مرحوم تحصیلات علوم دینی را در مقدّمات و سطح، نزد مرحوم والد خود، حضرت آیت […]

فصل هشتم: بُعد علمی

برابر آن چه که مطلع‌اش در فصل سوّم (با موضوع ولادت) آغاز گردید، مرحوم آیت الله سیّد جمال الدّين بربرودی در شهر قمّ المقدّسه متولّد و دوران کودکی و نوجوانی خود را در الیگودرز طی نمود. آن مرحوم تحصیلات علوم دینی را در مقدّمات و سطح، نزد مرحوم والد خود، حضرت آیت الله العظمی سیّد احمد رضوی خوانساری طی نموده و جهت کسب مدارج عالی علوم دینی به همراه تعدادی از طلّاب و علاقه مندان منطقه الیگودرز عازم حوزه علمیّه اراک شدند (که در آن زمان یکی از اقطاب حوزه های علمیّه ایران محسوب می شده است). جملگی ایشان تحصیلات سطح خود را نزد اساتید ان زمان، خصوصاً علّامه آیت الله حاج سیّد مصطفی محسنی اراکی ادامه می دهند. مرکزیّت و محوریّت شهر اراک در آن زمان (و حتّی هم اکنون) و همچنین قطبیت حوزه علمیّه آن شهر، موجب شده بود که جمع کثیری از جوانان نخبه و فاضل و علاقه مند شهرهای اطراف اراک برای ادامه تحصیل علوم دینی، آن شهر و حوزه را برگزینند که از آن جمله می توان علاوه بر حضرات طلّاب الیگودرزی (مانند مرحوم آیت الله سیّد جمال الدّين بربرودی، آیت الله شیخ فضل الله ناصر بربرودی، آیت الله شیخ محمّدمصدر الامور و آیت الله شیخ احمد آل طاهر گایکانی و آیت الله شیخ عبدالله اجتهادی و آیت الله میرزا محمود لوایی اشرف آبادی) برخی از طلاّب شهرهای اطراف و اکناف اراک را که همگی بعدها به مراجع و علمای طراز اوّل کشور و بلکه جهان اسلام تبدیل شدند (مانند مرحوم آیت الله العظمی امام خمینی(ره) و مرحوم آیت الله العظمی سیّدمحمّد رضا موسوی گلپایگانی) و مرحوم آیت اللّه روح اللّه کمالوند برشمرد.

تحصیل جمع کثیری از طلّاب و علاقه مندان در حوزه مقدّسه علمیّه اراک (تحت مدیریت و زعمات مرحوم آیت الله حاج آقای محسن اراکی) تداوم داشت تا آن¬که حسب تقدیر و مشیّت الهی واقعه ای رخ داد که نه تنها منشاء تحوّلی بزرگ در آن حوزه شد، بلکه منشاء تحوّلی عظیم در جهان اسلام گردید و آن، عبور مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی از مسیر عتبات عالیات به سمت یزد و اقامت موقّت ایشان در اراک به عنوان میهمان مرحوم حاج آقا محسن اراکی بود.

در همین زمان است که با مراجعه بسیاری از علماء و درخواست موکّد جمع کثیری از مراجع و فضلاء آن زمان از مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی ایشان تصمیم به عزیمت به شهر مقدّس قم و سپس مصمّم به ایجاد حوزه علمیّه ای در آن دیار می گردد که بعد از او تا به امروز مرکز تحوّل و زعامت و تأثیر بر جهان تشیّع و بلکه جهان اسلام بوده و می باشد و آن نیست مگر (مدرسه فیضیّه قم)

استقرار و اقامت مرحوم حائری یزدی در قم و شروع به فعالیّت و توسعه امر تعلیم و تربیت طلّاب ایجاب می نمود که آن استاد بزرگ، به جهت شروعی موفّق و اثرگذار در مدرسه علمیّه فیضیّه (به عنوان مرکزیّت علوم دینی جهان اسلام و هم طراز حوزه های با قدمت مانند نجف اشرف) طیف دوره اوّل طلّاب و دانش پژوهان خود را از بین طلبه های نخبه دیگر حوزه¬های علمیّه سراسرکشور جذب و انتخاب نماید و شاید همین وجهِ اهمیّت باعث شد که در آینده نه چندان دور، نیّت پاک آن عالم پرهیزگار (در استقرار و ثبات فیضیّه و همچنین در تربیت نسلی از عالمان و بزرگان بی بدیل دین از منظر کمیّت و خصوصاً کیفیّت) فراهم شود. اقامت و تدریس موقّت مرحوم آیت الله العظمی حائری یزدی در حوزه علمیّه اراک سبب شده بود تا ایشان به هنگام اتخّاذ تصمیم عزیمت به قم و ایجاد فیضیّه، شاگردان و طلّاب مدرسه علمیّه اراک را به دقّت زیر نظر داشته و با ارزیابی دقیق و همه جانبه ایشان و پیش بینی روالی منطقی (مانند ارزیابی فردی، اخذ معرفی نامه از علماء بلاد و …) نسبت به گلچین کردن افراد مورد نظر جهت همراه بردن با خود از اراک به قم و اشتغال آن ها به تحصیل در مدرسه جدید التأسیس فیضیّه به عنوان سرمایه اصلی و اولیّه برای آینده آن حوزه و جهان اسلام اقدام نماید.

بنا به نقل تاریخ و روایت قُدما، جمعی از طلّاب حوزه علمیّه اراک توسط مرحوم آیت الله العظمی حائری یزدی  انتخاب و به همراه ایشان عازم شهر مقدّس قم شدند که بنا به همین منقولات، تعدادی از این منتخبین، با ذکر موطن و مبداء عزیمت ایشان به قرار زیر معرفی می‌گردند.

سیّد روح الله مصطفوی (معروف به خمینی) از شهرستان خمین.

سیّدمحمّد رضا موسوی (معروف به گلپایگانی) از شهرستان گلپایگان.

میرزا شهاب الدین مصطفوی (معروف به همدانی) از شهرستان ملایر.

سیّد جمال الدّين رضوی (معروف به بربرودی یا الیگودرزی) از شهرستان الیگودرز.

شیخ فضل الله ناصر بربرودی  (معروف به گندمینه‌ای) از شهرستان الیگودرز.

شیخ محمّد جاپلقی (معروف به مصدرالامور) از شهرستان الیگودرز.

آخوند ملا عبدالله (معروف به اجتهادی) از شهرستان الیگودرز.

میرزا محمود لوایی (معروف به اشرف آبادی) از شهرستان الیگودرز.

و…

ایجاد حوزه علمیّه جدید التّاسیس فیضیّه در قم و سرمایه گذاری مادّی و معنوی مرجع عظیم الشّأن جهان تشیّع حضرت آیت الله العظمی حائری یزدی (معروف به شیخِ موسّس) موجب می¬گردد که بخش عمده علماء و فضلاء طراز اوّل کشور و حتّی حوزه های خارج از کشور مانند نجف اشرف یا کربلای معلّی، به قمّ المقدّسه عزیمت و در جهت توفیق و ترویج اقدام موثّر مرحوم حائری یزدی، مشارکت و تلاش نمایند و همین امر موجب گردیده بود که در دورانی کوتاه، فرصتی مغتنم و کم نظیر جهت طلّاب مشغول به تحصیل در فیضیّه و قم از نظر وجود اساتید بزرگ و سطح اوّل فراهم شود. جمع مذکور و از جمله مرحوم آیت الله حاج سیّد جمال الدّين بربرودی با اشتیاق وصف ناپذیر به کسب فیض از محاظر اساتید مذکور در تمامی ابواب علوم دینی و سطوح عالی و خارج فقه و اصول و فلسفه و ادبیات عرب و … پرداخت و از هر یک به سهم و به قدر بضاعت خویش توشه‌ای فراهم نمود. از این مقطع زمانی به بعد است که هر یک از افراد فوق الذکر ضمن تحصیل علوم متفاوت در حوزه و در سطح خارج فقه و اصول، حسب علاقه و ذوق شخصی به تحصیل و فراگیری ابواب تخصّصی علومی پرداختند که بعدها هر کدام در آن زمینه ها صاحب جایگاه، اعتبار، و بعضاً سَبک شدند.

در این زمینه (مطابق مجموعه یافته های نویسنده کتاب ) مرحوم آیت الله حاج سیّد جمال الدّين بربرودی نیز مانند دیگر هم دوره های خود علاوه بر تحصیل و تحقیق خارج فقه و اصول، گرایش تخصصی فلسفه و هم چنین ادبیات عرب را انتخاب می نماید، به نحوی که تسلّط و اشراف و تبحّر ایشان در مکاتب مختلف فلسفه اسلامی و حتّی فلسفه غرب و هم-چنین ادبیات عرب و حفظیّات یا سروده‌ها و نوشته های سنگین و وزین عربی موجب شهرت آن حضرت نزد خاصّ و عام شده بود. در اینجا می توان به ذکر خاطره آقای حاج رضا جدیدی  در فصل مربوط که مرتبط با تسلط جناب بربرودی برمبانی فلسفی می باشد اشاره نمود.

مرحوم آیت الله بربرودی مدّت زمان تحصیل و حضور در شهر مقدّس قم و حوزه جدید التّاسیس فیضیّه را غنیمت شمرده و از برترین علما و فقهای عصر خود در زمینه های پیش گفته کسب فیض می نماید. بنا بر تحقیقات به عمل آمده و بررسی های انجام شده، برخی بزرگان علوم دینی که ایشان موفّق به تلمّذ و تحصیل درمحضرشان می شود را به می‌توان به شرح زیر برشمرد:

مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی.

مرحوم آیت الله العظمی حاج سیّدمحمّد تقی خوانساری.

مرحوم آیت الله العظمی میرزا محمد فیض قمی

استعداد و ذوق سرشار در وجود مرحوم آیت الله بربرودی موجب شد که در مدّت زمان کوتاه، مدارج عالی علمی را در محضر اساتید فن طی نموده و خیلی زود دارای اعتبار و جایگاه ویژه نزد ایشان شود به نحوی که بنابر قول حضرت امام خمینی (ره) در ملاقات حضوری اوائل انقلاب با مرحوم آیت الله بربرودی (در مواقعی که طلّاب تصمیم به تعطیلی درس می گرفتند و یا مطلب مهمی می بایست به استاد اکبر، مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری منتقل شود، معمولاً این خواسته‌ها به واسطه جایگاه و مراتب آقا سیّد جمال الدّين بربرودی، توسط ایشان به محضر حاج شیخ منتقل می گردید.)

گذشت زمان و ادامه تحصیل طلّاب منتقل شده از حوزه علمیّه اراک به حوزه جدید التأسّیس فیضیّه قم و تلاش مضاعف و جدّی تعدادی از طّلاب مذکور، به زودی نتیجه داده و اوّلین گروه از محصّلین آن حوزه، موفّق به اخذ درجه اجتهاد از عالی ترین مراجع و اساتید و علمای زمان خود یعنی حضرات آیت الله العظمی حائری یزدی، محمّد تقی خوانساری و فیض قمی می‌شوند که بنا بر بررسی های به عمل آمده این گروه، اوّلین مجتهدین تحصیل کرده در حوزه علمیّه مقدّسه فیضیّه قم محسوب می گردند. گروه فوق ترکیبی است از زبده ترین محصّلین فیضیّه که از اقصی نقاط کشور به قم عزیمت نموده بودند لکن به واسطه آنکه تعداد زیادی از آن ها محصّلین منتقل شده از حوزه علمیّه اراک به همراه مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی بودند، لذا تعداد بیشتر این گروه از اهالی محدوده جغرافیای حوزه مرکزی کشور می باشند که می توان برخی از آن ها را بشرح زیر برشمرد:

1-مرحوم آیت الله العظمی امام خمینی (ره)از خمین

2-مرحوم آیت الله العظمی سیّدمحمّدرضا گلپایگانی از گلپایگان.

3-مرحوم آیت الله العظمی سیّد احمد خوانساری از خوانسار.

4-مرحوم آیت الله سیّد جمال الدّين بربرودی از الیگودرز.

5-مرحوم آیت‌اللّه میرزا شهاب الدین مصطفوی از همدان.

6-مرحوم آیت‌اللّه روح اللّه کمالوند از خرم‌آباد.

 

اجتهاد

حسب بررسی‌های به عمل آمده گواهی اجتهاد افراد فوق الذکر از نظر متن دارای شباهت زیاد و از نظر مرجع صدور گواهی اجتهاد نیز تقریباً یکسان (مطابق توضیحات قبل) می باشد.

نگاهی اجمالی به فهرست فوق و دیگر مجتهدین هم دوره به خوبی نشان می دهد که مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی موسّس حوزه علمیّه قم بنا به شرایط بحرانی و وجود حکومت ضدّ دین در کشور (هم زمان با حکومت رضاخان پهلوی) تمامی سعی و تلاش خود را مبذول نموده تا اوّلین دوره مجتهدین آن حوزه جدید التأسیس دارای وزانت و اعلمیّتی باشند که بتوانند با تکیه زدن بر مناصب بزرگ شرعی (مانند مرجعیّت دینی، یا اجتماعی و فرهنگی) تلاش های ضدّ مذهبی رضاخان را خنثی و نهال تنومند روحانیت بیدار شیعی را در سراسر کشور تنومندتر سازند. همین امر موجب گردید که بسیاری از مجتهدین آن دوره بعدها به عنوان مراجع شیعه در ایران و حتّی جهان اسلام مطرح و تعیین شوند، (مانند آقایان آیات گلپایگانی و خوانساری) و برخی تحوّلی عظیم در مقیاس جهانی ایجاد نمایند (مانند امام خمینی (ره)) و البته برخی نیز مانند مرحوم آیت الله حاج سیّد جمال الدّين بربرودی بنا به دلایلی که در ادامه بدان پرداخته خواهد شد، به مرجعیّت دینی و اجتماعی خطّه و دیار خود مانند حوزه شهرستان الگیودرز اکتفا نمودند.

در اینجا خالی از لطف نمی‌باشد چنانچه متذکر شوم حلقه مذکور علاوه بر قرابت بسیار زیاد  در برخی مواقع دارای رفاقت و صمیمیت ویژه نیز بوده‌اند. به عنوان نمونه مسافت کوتاه (حدود چهل کیلومتر) دو شهر الیگودرز و خمین (که در گذشته به کمره معروف بود) موجب گردیده بود مرحومان حضرات آیات سید مصطفی خمینی (پدر مرحوم امام ره) و سید احمد خوانساری (پدر مرحوم آیت‌اللّه بربرودی) دارای ارتباط و مراوده بوده به نحوی که برخی فرزندان ایشان علاوه بر همکلاس و هم‌بحث بودن (حضرت امام «ره» و مرحوم آیت‌اللّه بربرودی) و برخی دیگر مانند مرحومان آیت‌اللّه حاج سید مرتضی پسنده و سید نورالدین هندی نیز با مرحوم آیت‌اللّه سید جمال‌الدین بربرودی رفاقت و رفت و آمد داشته‌ باشند. تصویر زیر که در حیاط بیت مرحوم بربرودی در الیگودرز گرفته شده مربوط به حضور مرحوم سید نورالدین هندی (برادر بزرگ‌تر امام خمینی) به عنوان میهمان مرحوم آقا سید جمال می‌باشد.

متن گواهی و اجازه اجتهاد مرحوم آیت الله بربرودی به قرار زیر می باشد:

گواهی مذکور از نظر متن (که نشان دهنده نگاه و ارزیابی صادر کننده‌گان آن، از اجازه گیرنده می باشد) و به کار بردن تعابیری مانند «السید و السند» و «الرکن المعتمد» «العالم العادل الفاضل» و «عمدۀ العلما، نخبۀ الفضلاء الفخام» به خوبی می تواند مویّد جایگاه و مرتبه علمی و فقهی مرحوم آیت الله بربرودی نزد اعاظم حوزه علمیّه قم به خصوص اساتید ثلاث صادر کننده این اجازه یعنی حضرات آیات آقایان حائری یزدی، سیّدمحمّد تقی خوانساری و محمّد فیض قمی می باشد.

همان گونه که در قبل اشاره شد، مرحوم آیت الله بربرودی علاوه بر اجتهاد در فقه، در دیگر علوم معقول و منقول نیز صاحب نظر و در برخی علوم مانند فلسفه و ادبیات عرب از اوتاد و برجستگان دوران خود به شمار می رفته است. حوزه مطالعات و تحقیقات ایشان به علوم جدید مانند نجوم و ریاضی و ادبیّات فارسی نیز تعمیم داشته به نحوی که بنا به اظهار بسیاری از درک کنندگان محضرش، آن مرحوم علاوه بر حفظ قرآن کریم، بسیاری از متون نظم و نثر فارسی را نیز حفظ بودند (از جمله گلستان و بوستان سعدی، دیوان حافظ، مثنوی معنوی و بسیاری دیگر از اشعار سنگین و قوی فارسی). ورود آن مرحوم به مباحث و مجادلات علمی و تسلّط و بهره‌مندی ایشان در ارائه بحث و استدلال از اشعار گوناگون، یکی از ویژگی های ایشان محسوب می‌شده به نحوی که شنونده را مجذوب و مبهوت می نموده است. شاگردان و مستمعین خطابه‌ها و مجادلات علمی آن مرحوم هنوز هم در اوصافِ تسلّط و تبحّر ایشان در ارائه مطالب و تفهیم موضوع، خاطرات و روایات زیادی به خاطر داشته و نقل می کنند که برخی از آن ها در فصل مرتبط ارائه خواهد شد.

مرحوم آقای سیّد جمال الدّين بربرودی خود نیز دارای قریحه و ذوق سرودن شعر بوده و اشعار عارفانه¬ای می¬سرود که متاسّفانه نسخه ی آن ها باقی نمانده است.

کتابخانه تخصّصی آیت الله بربرودی در نوع خود از نظر کمیّت و کیفیّت در منطقه بی نظیر بوده و از دو منظر دارای برجستگی منحصر به فرد بوده است اوّل: وجود تعداد زیاد کتب خطّی یا چاپ سنگی که برخی از آن ها نسل به نسل از اجداد مطهّر ایشان به یادگار مانده بود و بسیاری نیز متعلّق به مرحوم آیت الله العظمی سیّداحمد رضوی (پدر ایشان) بوده و هنوز هم خطّ و یادداشت های آن مرحوم در حاشیه برخی کتب به جای مانده مشهود می باشد.

دوّم: ارتباط تعریف شده آن مرحوم با ناشران معتبر قم و تهران و ارسال منظّم و مستمر کتب چاپ و منتشره شده جدید برای آن مرحوم توسط بنگاه های انتشاراتی که این امر (به روز بودن) کتابخانه تخصّصی ایشان را تقریباً بی‌نظیر کرده بود. امروزه بجز معدودی از کتاب های به جا مانده، عمده آن ها مفقود شده است.

مرحوم آیت الله حاج سیّدجمال الدّين بربرودی پس از اقامت در الیگودرز، علاوه بر فعالیّت¬های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، در بعد عملی نیز فعالیّت خود را در چند زمینه آغاز نمود که ایجاد حوزه علمیّه در شهرستان الیگودرز را می توان یکی از اقدامات کم نظیر ایشان برشمرد به نحوی که در آن زمان ایجاد حوزه علمیّه در شهرهایی به مقیاس الیگودرز، مرسوم و متداول نبوده و این اقدامِ مرحوم بربرودی، خود نشان دهنده ژرف نگری و نگاه بلند ایشان بوده است.

آن مرحوم محفل تدریس و آموزش را به حوزه علمیّه منحصر نکرده و از هر فرصت و هر مکان و در هر سطحی برای تعلیم و تعلّم جوانان شهر و دیار خود استفاده می‌نمود که از آن جمله می توان به برگزاری کلاس های درس خصوصی و عمومی ادبیات عرب و فارسی، منطق و فلسفه و … برای تعدادی از جوانان شهر در صبح های زود یا عصرها  و یا تدریس علوم انسانی در مقطع تحصیلی اوّلین دوره دبیرستان شهرستان اشاره نمود.

مروری گذرا بر ساعات شبانه روز مرحوم آیت الله بربرودی و اختصاص بخش عمده ی آن، به تدریس و تعلیم و تعلّم جوانان در سطوح مختلف، نشان دهنده اهمیت و جایگاه تربیت و تحصیل نزد آن مرحوم بوده که خود نیز به سهم خویش تمامی مساعی ممکن را در انجام این مهم مبذول می نموده است.

اقامت در الیگودرز و دور شدن از چشمه سار جوشان علم و معرفت یعنی حوزه علمیّه قم و عدم امکان بهره مندی از مراوده و مباحثه با بزرگان و دانشمندان آن دیار موجب نشده بود که مرحوم بربرودی به دانسته های قبلی خود اکتفا نماید ، لذا یکی از برنامه های ثابت و روزانه آن حضرت، برگزاری مجالس علمی بحث و گفتگو و مباحثه طلبگی بود که در این زمینه برخی از بزرگان و اوتاد منطقه الیگودرز  جزو مدعوین ثابت این گونه جلسات محسوب شده و برخی از جلسات نیز به فراخور بعضی علماء سرشناس خاصّ در منطقه برگزار می شده است . امّا آن چه که از این جلسات به یاد مانده، وزانتِ مباحث و اشراف و تسلّط بی مانند مرحوم آیت الله بربرودی در آن ها می باشد.

همه آن چه که در این فصل بدان اشاره شد گوشه ای است از رتبه و جایگاه علمی مرحوم آیت الله حاج سیّد جمال الدّين بربرودی که بدون شک نشان دهنده اعتبار و موقعیّت ویژه آن مرحوم در خطّه الیگودرز بوده که این امر نیز مورد اذعان عامّ و خاصّ مردم بوده و بعنوان نمونه می‌توان به سند زیر اشاره نمود.

مروری گذرا به آن چه که در مرقومه فوق الذکر به آن اشاره شده چند ویژگی و برجستگی آن مرحوم را نشان می دهد:

اوّل: اجتهاد مُسلّم ایشان که به تأیید مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی رسیده است.

دوّم: اقرار و اعتراف همه مردم حوزه الیگودرز به فضل و دانش و بیان و قلم ایشان.

سوّم: در خطّه جاپلق و بربرود (الیگودرز فعلی) بدون تردید در دوران خود و از نظر جامعیّت، نظیر و مانندی نداشته است.

چهارم: جامعه آن زمان الیگودرزبه نحو مطلوب نتوانسته از وجود ایشان بهره کامل را ببرد.

در پایان این فصل خاطر نشان می سازد متاسّفانه به دلیل تاخیر در تدوین این مکتوب و از دست رفتن بسیاری از منابع آگاه و مطّلع (از زوایای علمی مرحوم آیت الله بربرودی) مانند بسیاری از هم دوره ها یا هم مباحثه های ایشان  بیش از آن چه گفته شد امکان ورود به اجزاء و ابعاد علمی آن مرحوم فراهم نگردید و سعی شد صرفاً به دانسته های قطعی بسنده کرده و از بیان مطالب غیر مستند پرهیز شود.

علی ایحال آن¬چه مسلّم است آن که مرحوم آیت الله حاج سیّد جمال الدّين بربرودی با کسب فیض از محضر اعظم قم و اخذ گواهی اجتهاد از موسّس حوزه و علی رغم مخالفت ایشان (بنا به تشخیصی که قطعاً به نظر آن مرحوم در آن زمان درست و مبتنی بر ادلّه ای بوده، لکن امروز برای ما نادرست و غیر منطقی بنظر می رسد) بار سفر از قم بسته و در دیار خود الیگودرز سکنی گزیده و تمامی مساعی خویش را جهت تاثیرگذاری در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خصوصاً بُعد علمی مردم و جوانان آن خطّه مبذول نموده است.