فصل نهم کتاب آیت الله دیار ما – سید جمال الدین رضوی بربرودی الیگودرزی

شهریور 7, 1400
598 بازدید

فصل نهم: بُعد مذهبی و اخلاقی امروزه و با گذشت چند دهه از ظهور، صعود و رجعت نسل اوّل مجتهدین حوزه علمیّه قم که مستقیماً مورد عنایت و توجّه‌ موسس آن حوزه مقدّسه، مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حایری یزدی(ره) بوده¬اند، مشهود و مشخّص شده است که سطوح و ابعاد شخصیّتی این تربیت […]

فصل نهم: بُعد مذهبی و اخلاقی

امروزه و با گذشت چند دهه از ظهور، صعود و رجعت نسل اوّل مجتهدین حوزه علمیّه قم که مستقیماً مورد عنایت و توجّه‌ موسس آن حوزه مقدّسه، مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حایری یزدی(ره) بوده¬اند، مشهود و مشخّص شده است که سطوح و ابعاد شخصیّتی این تربیت یافتگان، دارای وجه تمایز بسیاری با نسل¬های قبلی و بعدی بوده است که یکی از قوی¬ترین و تاثیرگذارترین آن ابعاد، بُعد مذهبی و اخلاقی آن¬ها می¬باشد. مرحوم آیت الله حاج سیّد جمال الدّين بربرودی نیز از این امر مستثنی نبوده و در نوع خود دارای برجستگی و ویژگی¬های منحصر به فردی در این زمینه بوده است. سال¬ها کسب فیض از محضر بزرگان و علمای دین و اخلاق و عرفان موجب شده بود که مرحوم بربرودی علاوه بر بعد علمی و فضل و دانش، به پیاده سازی آموخته¬های دینی در سبک زندگی و رفتار و منش خود نیز پرداخته و به صورت عملی، عامّه مردم را با محصول این مکتب انسان ساز آشنا نماید. مرور امروز ما بر جزء جزء رفتار و سلوک فردی آن مرحوم و استماع گفته¬ ها و خاطرات عامّه مردم (با هر سطح زندگی و علم و دانش) نشان می¬دهد که آن مرحوم توانسته بود، بخش عمده درس¬های دینی (اعّم از دستورات دینی و رفتار پیامبر (ص) و ائمّه اطهار (ع) ) را به شکلی زنده و قابل درک برای همه ارائه نماید که شاید بتوان برخی از این ابعاد را در محورهای زیر برشمرد:

تهجّد و تزکیه

توجّه‌ به انجام واجبات و ترک مُحرّمات به عنوان ضرورت دین و متقابلاً اهتمام به دوری از مکروهات و عمل به مستحبّات در حدّ بضاعت یکی از روش¬های زندگی و آموزش عملی ایشان محسوب می¬شده است. نماز جماعتِ به امامت ایشان و قرائت زیبا و دلنشین و مناجات خالصانه و عمیقِ بین الصّلوه و انجام نوافل و تعقیبات نمازهای یومیّه و خصوصاً اعمال شب زنده داری و عبادات شبانه و خشوع و خضوع به درگاه احدیّت در نیمه‌های شب و گریه و انابه به آن درگاه، از دیگر ویژگی¬های کم نظیر مرحوم آیت الله بربرودی محسوب می‌شود که خاطرات خوشی از آن به جای مانده است. از جمله خاطره¬ی آقای مجید رضایی سرلک فرزند مرحوم حاج عبّاس رضایی سرلک خواهرزاده مرحوم بربرودی که در فصل مصاحبه¬ها تشریح خواهد شد.

نظم و انضباط

نیز از دیگر ویژگی¬های مرحوم آیت الله بربرودی محسوب می¬شود که خود را در قالب حضور به موقع در جلسات و مجامع، ترتیبات خاصّ نظم برنامه روزانه و حتّی زیبایی و پیراستگی ظاهری ایشان  (که در نوع خود و در بین قشر روحانی آن زمان تقریباً بی نظیر بوده است) نشان می‌داده است.

توجّه‌ مرحوم بربرودی به این مهم سبب شده بود که اطرافیان و مرتبطین نیز ناخواسته تشویق و ترغیب به رعایت این دستورات دینی شده و به شکل سلسله وار انجام این معروف در بین بستگان و دوستان و شاگردان و … ترویج شود که آثار آن تا امروز نیز در بین ایشان نمودار می‌باشد.

نویسنده کتاب به یاد می¬آورد که در اوائل پیروزی انقلاب و ترویج برخی رفتارها به اسم اسلام و انقلابی¬گری و حضور اینجانب با سن کم در مجامع و نهادهای انقلابی و الگو گرفتن از رفتارهای ظاهری شایع در آن زمان، موجب شده بود که در پوشش ظاهری به رسم و مدل مرسوم آن روزها (یعنی انداختن پیراهن روی شلوار و پوشیدن کت روی آن) بپردازم و البته برخی اعمال مانند عدم استفاده از شانه در مرتب کردن موها را نیز به آن بیافزایم (یعنی در یک کلام، آن¬چه که در فکر و برداشت کودکانه¬ام در آن روز یک چهره اسلامی و انقلابی محسوب می¬شد). روزی که با همان هیبت وارد منزل شده بودم مرحوم پدربزرگم آیت الله حاج سیّد جمال الدّين اینجانب را نزد خود فراخوانده و از علل تظاهر به چنان هیبتی سوال نمود. پاسخ اینجانب که توام با افکار کودکانه بود، استفاده از چهره و روش حزب الّهی¬ها عنوان شد. توضیح و تشریح و چگونگی ارشاد و امر به معروف کردن اینجانب توسّط معظّم له در آن زمان به نحوی بود که از آن مدّت تا کنون سعی در اجرای دستور دین و رعایت پاکیزگی و نظم و انضباط و آراستگی ظاهری داشته¬ام (در حدّی که در برخی مواقع حتّی موجب سوال و تعجّب برخی دوستان و همکاران بوده است) آری پاسخ و توجیه آن مرحوم، نقل داستان زندگی پیامبر (ص) بود و این¬که آن حضرت (ص) (به دلیل فقدان وسائلی مثل اطو) البسه خود را شب¬ها زیر رختخواب خود قرار داده و به شکل طبیعی اطو می¬نموده و اینکه چگونگی حضرت ختمی مرتبت(ص)، همواره از مشک و عنبر استفاده می¬کرد به نحوی که بسیاری از دوستان و حتّی دشمنان حضرتش، مسیر حرکت و عبور ایشان را در کوچه‌های مکه یا مدینه از استشمام بوی خوش به جای مانده از آن شناسایی می¬کرده¬اند.

صله رحم

نیز از اقدامات دائمی و مستمر آیت الله حاج سیّد جمال الدّين بربرودی محسوب می¬شود. انجام این معروف نیز جزو رفتار همیشگی ایشان بوده و مشمول تمامی اقوام و بستگان در تمام سطوح دور و نزدیک می¬شد که البته اگر آن را با ظرافت¬ها و سبک انجام ان توسط مرحوم بربرودی تلفیق نمائیم، آن¬گاه آئینه¬ای مجسّم از دین اسلام و لطافت¬ها و مواعظ مندرج در ذات آن خواهیم دید که یکی از این ظرافت¬ها، ترکیب و تلفیق دو سنّت حسنهِ زیارت اهل قبور (با آداب خاصّ خود) با صله ارحامِ در قید حیات می¬باشد که شاید بتوان آن را در نوع و زمان خود کم نظیر دانست.

هنوز هم به خاطر می¬آورم که:

(بر خلاف رویّه مرسوم (زیارت اهل قبورتوسط عامّه مردم در بعد از ظهر پنجشنبه¬ها)، مرحوم آیت الله بربرودی برنامه¬ای ثابت برای آخر هفته خود ترتیب می¬داد و آن عبارت بود از هماهنگی قبلی با یکی از بستگان و اهل رحم دور یا نزدیک برای صرف صبحانه جمعه در منزل آن¬ها و نیز زیارت اهل قبور در صبح روزجمعه، که چندبار توفیق شد اینجانب نیز علی رغم صغر سن همراهشان باشم).

«صبح جمعه بعد از اقامه نماز صبح، پیاده به سمت قبرستان شهر رفته و پس از ادای ادب و احترام به جمیع اهل قبور در بدو ورود، بر سر تک تک مزار آشنایان و بستگان حاضر شده و برخی را با توقّف و نشستن و قرائت فاتحه خاصّ و برخی را با عبور و قرائت فاتحه و اشاره به قبر با عصا زیارت کرده و بعضاً با اهل قبور سخن می¬گفتنند!! بعد از زیارت اهل قبور مطابق برنامه از قبل پیش بینی شده پیاده به سمت منزل قوم خویشی که از شب گذشته مطلع شده بود حاضر شده و سپس با قرائت دعای ندبه، به صرف صبحانه و احوال¬پرسی از اهل خانه می¬پرداختند و آنگاه در مسیر تعیین شده به سمت مسجد، درب منزل دیگر آشنایان و بستگان را دقّ الباب نموده و با توقّف کوتاه، صله رحم را به جای می-آوردند و حتّی زمانی که این کار به درازا کشیده و به زمان اذان ظهر نزدیک می¬شد، با افزودن به شتاب حرکت، درب منزل دیگر بستگان در مسیر منتهی به مسجد را صرفاً با دست لمس می¬کردند.

همراهی ایشان برای چند مرتبه در این برنامه ثابت آخر هفته موجب شده بود در ذهن و فکر کودکانه اینجانب سوالات و ابهاماتی پیش آید که روزی آن¬ها را به محضرشان مطرح نمودم. شرح سوال و پاسخ آن حضرت که علی رغم گذشت سالها هنوز بخوبی در ذهن حقیر مانده، می¬تواند روش خوبی از عمل به سیره پیامبر اکرم (ص) و ائمّه هدی علیه السّلام برای همگان باشد که به دلیل اهمیّت و اعتبار اخلاقی آن، شرح اجمالی و تمثیلی پرسش و پاسخ به عنوان هدیه¬ای از سوی آن مرحوم به خوانندگان کتاب به قرار زیر تقدیم می¬شود:

 

سوال- چگونه با خفتگان در قبر سخن می¬گوید در حالی¬که آن¬ها مرده و از دنیا رفته¬اند؟

پاسخ- جسم آن¬ها از میان رفته امّا روح آن¬ها حاضر و ناظر بر ماست و اکنون که قبر آن¬ها را زیارت می‌کنیم با خوشحالی به استقبال و ملاقات ما آمده و سخن و درددل و خطاب ما را به خوبی می¬شنوند. لذا ما باید سعی کنیم رفتاری داشته باشیم که شرمنده آن¬ها نشویم و تا می¬توانیم حقّ آن¬ها را ادا و بعنوان ذخیره آخرت همراهشان کنیم.

سوال- چرا برای سرکشی به اقوام و صرف غذا، صبحانه را انتخاب کرده¬اید؟ و چرا برای ناهار به اقوام سرکشی نمی کنیم؟ (این سوال در آن¬جا به فکر کودکانه و علاقه به چرب و شیرین زندگی طبیعی و مورد سوال جدّی بود)

پاسخ- صرف صبحانه به نان و پنیری ختم می¬شود و برای اهل منزل زحمتی ندارد در حالی که ناهار، صاحب بیت را به زحمت انداخته و ممکن است موجب سختی آن¬ها شود.

سوال- علت لمس درب منزل برخی از بستگان چیست؟

پاسخ- صله رحم و جویا شدن احوال اهل رحم بسیار در دین توصیه شده و آثار زیاد دنیوی و اخروی دارد تا حدّی که حتّی اگر امکان مراجعه و مذاکره و احوال¬پرسی حضوری هم به هر دلیل فراهم نشد، لمس درب و دیوار منزل آن¬ها نیز موجب خوشحالی اهل خانه و خرسندی خداوند متعال شده و برکت آن حضرت حتّی در این حال نیز مشمول طرفین خواهد شد.

سوال- چرا به ظهر که نزدیک می¬شویم بر تعجیل شما افزوده می¬شود؟

پاسخ- مستحبّات و دستورات زیادی در دین هست که برخی بر دیگری رجحان و برتری دارد و یکی از آن مستحبّات که بر دیگر دستورات از جمله صله رحم تقدّم دارد، اقامه نماز اوّل وقت است.

مرور بر این خاطره که در روزگار حال، غریب و ناآشناست می¬تواند درس¬های زیادی از دین انسان ساز اسلام و ظرافت¬ها و ابعاد انسانی و روحانی آن را به ما بیاموزد که یکی از وظایف علمای دین، ترویج و تبلیغ این حسنات نه تنها با خطابه، بلکه با عمل و رفتار خود می¬باشد.

توجّه‌ به مضامین ناب اسلامی

از دیگر وجوه قابل تأمّل و تذکّرِ حالات و روحیات مرحوم آیت الله سیّد جمال الدّين بربرودی توجّه‌ خاصّ به منابع و روایات و دوری جستن از انحرافات و افزودنی‌های دین بوده، به نحوی که نویسنده خود شاهداست در مجالس روضه خوانی و تعزیه   و پس از ایراد خطابه توسط خطبا، در برخی مواقع مرحوم آیت الله بربرودی خطیب را به طور خصوصی طرف سخن قرار داده و پس از استفسار از منبع برخی مطالب طرح شده در منبر و در صورتی که منبع آن موثّق و معتبر نبود، تذکّراتی داده و می فرمودند:

“تاریخ شیعه آن¬قدر معتبر و مستند و موثّر هست که نیازی ندارد برای منقلب کردن مخاطبین، هر روایت نامعتبر و غلو آمیز و غیر حقیقی را به آن افزود”.

لذا توصیه موکّد ایشان به علما و خطبا همواره این بود که قرائت اصل لهوف و کُتب معتبر تاریخ اسلام و شیعه، به تنهایی کفایت کرده و بهتر است در مجالس تعزیه و تذکّر، عین منقولاتِ معتبر این کُتب به حضّار ارائه گردد.

از دیگر نکات مرتبط به توجّه ایشان به مضامین ناب اسلامی می‌توان به خاطره نویسنده از خطابه و منبر حضرت آقای بربرودی در مسجد علی ابن ابیطالب اشاره نمود آنجا که در بین خطابه و وعظ ایشان فردی از مستمعین برخواسته و با مخاطب قرار دادن ایشان بعنوان «حضرت آیت‌اللّه» سوالی پیرامون بحث مطرح شده طرح نمودند. آنجا بود که موضوع وعظ بکلّی تغییر کرد و معظّم¬له بجای پرداختن به پاسخ آن مستمع به ناگاه حالت بکاء پیدا کرد و ضمن گریه بلند و با فریاد فرمودند: «برادرم، مرا آیت‌اللّه خطاب کردید. آیت‌اللّه یعنی نشانه خدا، یعنی کسی که با دیدن او، نمونه‌هایی از اوصاف و نامهای خداوندی برایتان تداعی می‌‌کند. آیا در این بنده خطاکار نشانه‌ای از خدا دیده‌اید که این چنین خطابم نمودید؟ و …» این در حالی بود که همه حاظران به فضل و دانش و مراتب علمی ایشان کاملاً واقف بوده و به اجازات، اجتهاد … نیز مطلع بودند و لذا بکار بردن عنوان آیت‌اللّه را بدیهی می‌دانستند لکن آن عزیز سفر کرده ضمن احترام، به گونه‌ای مناسب شأن و جایگاه مخاطب، آن نکات را متذکر شدند. امری که بعدها در بسیاری از مواقع نادیده گرفته شد و البته اثرات خود را نیز بجای گذاشت.

رِقّت قلب

یکی دیگر از ابعاد کمتر شناخته شده حالات و روحیّات مرحوم بربرودی، رقّت قلب ایشان در مواجهه با ناملایمات زندگی خصوصاً تاریخ زندگی اهل بیت بود. بارها و بارها دیده و نقل شده که آن مرحوم هنگام شنیدن نام افراد مسمّی به اسم حسین، بلافاصله منقلب شده و بعضاً مدّت طولانی به بکاء می¬پرداخته و در پاسخ به این سوال که مخاطب ما حسین نامی است( نه حضرت حسین بن علی (ع))، ایشان در پاسخ می¬فرمود:

(اگر می¬دانستید عمق ظلم و آن¬چه را که بر حضرت سیّد الشهداء و قتیل به کربلا روا شده و اگر می-فهمیدید میزان و ابعاد و جزئیات جنایت اعمال شده بر خاندان پیامبر (ص) را، شما نیز با شنیدن این نام، ناخواسته اشک می¬ریختید و حتّی ملائکه آسمان نیز با استماع این نام می¬گریند)

ذکر خاطره آقای مجید رضایی سرلک در فصل مربوط به مصاحبه‌ها می‌تواند نمونه خوبی از موضوع این سرفصل (رقت قلب) باشد.

 

 

 

دقّت در احکام

همان¬گونه که در پیش و به طور مبسوط به مدارج عالی علمی و فقهی مرحوم آیت الله بربرودی اشاره شد، آن مرحوم علی رغم داشتن مرتبه اجتهاد و امکان مرجعیّت دینی، در صدور دستورات و احکام دینی نیز دقت زیادی داشته و حتّی المقدور مراجعین را به اعاظم حوزه و مراجع عالیقدر شیعه حواله می¬دادند. لکن در برخی مواقع به جهت اطّلاع از ابعاد ناشناخته یک حکم و مسئله شرعی، به مسئله وارد شده و اعمال نظر کرده و فتوی می¬دادند.

توضیح و تفسیر این مطلب را در قالب یک خاطره بیان می¬نمایم:

«مدّت¬ها بود که یکی از اهالی محترم شهر الیگودرز که ظاهراً به کسب و تجارت مشغول بود رفت و آمدهایی به بیت مرحوم آیت الله بربرودی داشته و در این تردّدها، به هم ریختگی روحی و سردرگمی به خوبی از چهره¬شان پیدا بود. به زودی مسئله روشن شد، ایشان همسری داشتند (بر حسب قول شنیده شده بسیار محترمه و زیبا) که به دلیل یک عصبانیّت و برخورد خانوادگی، ایشان را سه طلاقه کرده و اینک از کرده خود پشیمان و نادم شده و به جهت حل مسئله شرعی، به مرجع تقلید خود، حضرت آیت الله العظمی سیّدمحمّدرضا موسوی گلپایگانی در قم مراجعه کرده بود. پاسخ و فتوای معظّم له، الزام به اختیار نمودن محلّل بود، لکن فرد مورد نظر بنا به دلایل پیش گفته تمایلی به انجام آن نداشته و از عاقبت کار بسیار هراسان بود. فرد مذکور با دریافت پاسخ مرجع تقلید خود و عدم یافتن راه¬کار شرعی و از سر استیصال به دیگر مراجع و علماء قم نیز مراجعه و چاره جویی کرده بود، لکن پاسخ همه آن¬ها یکی بود و آن هم الزام به ورود یک محلّل.

چند روزی بود که نامبرده با حالی پریشان به منزل مرحوم بربرودی مراجعه و با حضرتش ملاقات می¬نمود. مرحوم آیت الله سیّد جمال پس از استماع توضیحات و شرح ما وقع و پرسیّدن چند سوال و اخذ پاسخ، کاسب مورد نظر را مخاطب قرار داده و دستور فرمودند: ( نیازی به هیچ کاری نیست، دست همسر خود را بگیرید و به منزل ببرید)

نامبرده علی رغم آن¬که فتوا و دستور حضرت سیّد جمال بسیار مطابق میل شخصی¬شان بود، لکن ظاهراً از بابت آن¬که مقلّد آیت الله العظمی گلپایگانی بود، در دل به یقین نرسیّده و به قم مراجعت و شرح ما وقع را برای مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی توضیح می¬دهد. معظّم له پس از استماع آن¬چه گذشته به نامبرده دستور داده بود: (به فتوای آیت الله سیّد جمال الدّين بربرودی بدون هر تردید عمل کنید و بعد از عمل به دستور ایشان، نامه سر بسته من را نیز تقدیم‌شان نمائید.)

گره از مشکل همشهری محترم باز شده و با خوشحالی عیال خود را به منزل می¬برد و البته بعداً نامه سر بسته آیت الله العظمی گلپایگانی را نیز تقدیم آیت الله بربرودی می¬نماید. شرح مضبوط در نامه پس از تعارفات و احوال¬پرسی، آن بود که اینجانب (آیت الله العظمی گلپایگانی) به فضل و دانش و تبحّر جناب عالی (آیت الله بربرودی) اذعان داشته و معتقدم و به همین دلیل نیز بدون سوال از شما (آیت الله بربرودی) به حامل نامه دستور داده¬ام فقط دستور شما را عمل کند، لکن از باب مسئله شرعی و فقهی آن علاقه مندم که مبنای علمی و روایی شما را در این فتوا بدانم.

پاسخ مرحوم آیت الله بربرودی به دوست و هم مباحثه و هم دوره دیروز و مرجع تقلید امروز بسیار ساده بود و آن این¬که: « حضرت آقای گلپایگانی، فرق من با شما در این است که شما در قم نشسته و فتوی می‌دهید و من در الیگودرز. من از فرد مورد نظر سوالاتی کردم و در احوال و جزئیات صیغه طلاق کنکاش نمودم و با شناختی که از اهالی شهر و دیار خود دارم و با شناسایی شاهدانِ طلاق و توجّه‌ به سوابق ناسالم و نا صحیح گذشته و حال آن¬ها، پی بردم که اساساً صیغه طلاقی (بر مبنای دستورات شارع مقدّس) جاری نشده و آن¬چه انجام شده، نامعتبر و فاقد وجاهت بوده است. لذا نامبرده را مکلّف به باز گرداندن همسر خود به خانه بدون عقد مجدّد نمودم.

سادگی و صراحت

یکی دیگر از ابعاد وجودی مرحوم آیت الله بربرودی علی رغم فضل و دانش و مرتبه عالی علمی و اجتماعی، سادگی و خلوص و صراحت ایشان می¬باشد که این خصلت، امروز نیز به برخی بازماندگان و اولاد ایشان به ارث رسیّده است. این سادگی و صراحت در ابعاد مختلف زندگی آن حضرت بخوبی ملموس و برای عامّه مردم شناخته شده بود، چه در ابعاد دینی و چه در ابعاد تربیتی که با ذکر دو نمونه از خاطرات و منقولات به شرح و تفصیل زیر به این حالات می-پردازیم:

خاطره اول – در اواخر عمر شریف حضرت آیت الله بربرودی و در ماه مبارک رمضان علی رغم کسالت و بیماری، ایشان روزه بودند که جمعی از اهالی شهر به محضرشان شرفیاب شده و پس از اطّلاع از حال جسمی معظّم له و این¬که روزه هستند با تعجّب طرح نمودند«حضرت آقا شما خود مجتهد و صاحب فتوی بوده و مردم را نسبت به احکام دین از جمله عدم لزوم انجام واجب صُوم ماه رمضان در حال بیماری ترغیب و آگاه می¬سازید، چگونه خود به این فتوی عمل نمی¬نمایید؟! که ایشان در پاسخ با سادگی و صراحت مختص خود ¬فرمودند، “گفته شما صحیح و منطقی است لکن آن¬چه انجام داده‌ام (گرفتن روزه علی رغم کِبَر سن و بیماری) مربوط به بُعد علمی‌ و فقهی‌ام نیست بلکه مربوط به رگ عوامی¬ام می¬باشد.

خاطره دوم – در پی درگذشت یکی از اقوام و بستگان، مجلس ترحیمی برگزار شده و مطابق رسوم منطقه، اهالی شهر و محلّه برای عرض تسلیت در منزل معزّا حاضر شده و پس از قرائت فاتحه و قرآن به صرف ناهار مشغول شدند. یکی از حاضرین که بهره چندانی از علم و دانش نداشته لکن سعی در ورود به آن حوزه می¬کرد با صرف سریع غذا، در حالی که تعداد بسیاری از حاضران در حال تناول ناهار بودند، درخواست قرائت فاتحه نمود !! مرحوم بربرودی با سادگی و صراحت و البته صلابتی که همگان در ایشان سراغ داشتند بلافاصله با مخاطب قرار دادن فرد مورد نظر و با عتاب و تشر به ایشان فرمودند:«….، مگر نمی‌بینی که مردم در حال صرف ناهار هستند؟! چرا ختم ناهار را اعلام میکنی!!» و سپس حاضران را به تداوم صرف ناهار دعوت نمودند.

تقیّد به دستورات دین

هر چند مرحوم آیت الله بربرودی در بسیاری از زمینه¬ها افکار باز و روشنی داشتند (در حدّی که حتّی برخی از اقدامات و رفتار ایشان مورد تعجّب و سوال قرار می¬گرفت ) لیکن در بسیاری از موضوعات، سخت¬گیری¬های خاصّ خود را داشتند از جمله مخالفت شدید با محتوای برنامه¬های تلویزیون در دوران طاغوت به نحوی که به هیچ وجه اجازه نصب و استفاده از این وسیله را در بیت خود تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی ندادند.

کرامات: در بخشهای قبل به نمونه¬هایی از کرامات اجداد و اسلاف مرحوم آیت¬اللّه جمال الدین بربرودی اشاره شد. با در نظر گرفتن آن سوابق و نیز حالات و روحیات و تدین و تقوی آن مرحوم بدیهی است که ایشان نیز دارای کرامات بوده باشد که در زیر به دو نمونه از آنها اشاره می¬شود:

خاطره اول ـ از قول مرحوم مشهدی ولی بسحاق، کاسب خوش¬نام و متدین محله ده محمدرضا. آن مرحوم به کرّات برای نویسنده نقل می¬کرد که فرزند کوچکش محمد (که امروز جوانی برومند و تنومند می¬باشد) در کودکی به بیماری حادّی دچار شد، به نحوی که با مراجعه به دکتر پاسخ رد می¬شنود. ایشان نقل می¬کرد هنگام بازگشت از مطب به خانه و در کوچه محل زندگی (کوچه آیت¬اللّه بربرودی) همسرم در حالی که فرزند بیمار را در آغوش داشت مشغول زاری و شیون بود تا آنکه با مرحوم آیت¬اللّه سید جمال الدین بربرودی که عازم مسجد بود برخورد نمودیم. ایشان پس از استفسار از احوال ما، علت شیون و زاری، کودک بیمار را در آغوش گرفت و عبای خود را از دو طرف به دور او کشیده و سر در گریبان و درون عبا کرده و به نجوا و دعا پرداخته و سپس کودک را به مادرش بازگردانده و فرمودند: انشاءاللّه و به اذن¬اللّه خوب می-شود. جناب بسحاق نقل می¬کرد با مراجعه بعدی به پزشک و تعجب او از چگونگی بهبود بیماری لاعلاج به منزل مرحوم بربرودی رجوع نموده و پس از آن، به هنگام بیماری خانواده از خاک جلو منزل مرحوم آیت¬اللّه بربرودی به عنوان تبرک استاده می¬نماید.

خاطره دوم ـ  در تاریخ 23/2/1386 ه.ش و همزمان با برنامه¬ریزی انجام شده جهت افتتاح پروژه تونل انتقال آب قمرود که مقرر بود با حضور سردار سرلشگر پاسدار سید رحیم صفوی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دقت انجام شود، اینجانب (نویسنده کتاب) به میدان ابتدایی شهر الیگودرز رفته تا ضمن استقبال در معیت ایشان و دیگر مهمانان به کارگاه رفته و شب را بیتوته نموده و فردا هم مراسم را برگزار کنیم. زمان رسیدن کاروان خودرو مهمانان، سرتیم حفاظت سردار صفوی (بنام آقای علیرضا خلیلی) با اینجانب تماس گرفته و گفت سردار می-فرمایند اگر معذوری نیست با توجه به نزدیک شدن به اذان مغرب، نماز را در منزل فلانی (اینجانب) خوانده و سپس به کارگاه برویم.

طبیعی بود که بنده خوشحال شده و استقبال بنمایم. پس از اقامه نماز سردار فرمودند امکان دارد شام را هم در همین مکان بخوریم؟ که باز هم مورد استقبال قرار گرفت و در نهایت علی رغم برنامه¬ریزی و آمادگی کارگاه و اصرار سردار عابد فرمانده قرارگاه خاتمالانبیاء، سردار صفری فرمودند نظرشان این است که شب را نیز در این مکان سپری نموده و صبح زود به محل مراسم بروند. در انتهای شب و قبل از خواب سردار صفوی به اینجانب فرمودند امکان دارد صبح زود قبل از رفتن به محل مراسم، صبحانه را در محل مزرعه شما صرف نماییم؟ که با پاسخ مثبت و خوشحالی بنده و البته متعجّب از حکمت این اتفاقات مواجه شد. صبح زود برادر خلیلی سر تیم حفاظت که برای اولین بار به الیگودرز آمده بود مطلبی را برگرفته از خواب شب گذشته خود در محل بیت ما برای اینجانب و سردار صفوی نقل کردند که بدون شک نمونهای از کرامات روح آیتاللّه سید جمالالدین بربرودی است. بجهت حفظ امانت در این بخش عیناً نوشته و تأییدیه جناب خلیلی تقدیم میشود.

پس از نقل خواب توسط برادر خلیلی سرار صفوی به بنده فرمودند. عجب! از دیروز یک قوّه و قدرت غیر ارادی اینجانب را به این خانه و مزرعه کشاند و حالا علت آن را فهمیدم.