فصل سوم کتاب آیت الله دیار ما -سید جمال الدین رضوی بربرودی الیگودرزی

شهریور 7, 1400
238 بازدید

فصل سوّم: ولادت مطابق شناسنامه موجود، آقاي سيّدجمال¬الدّين بربرودی در تاریخ نهم ماه دلو  (بهمن ماه) سال یک هزار و دویست و هفتاد و چهار هجري شمسی از پدری به نام سیّد احمد و مادری به نام خانم بی¬بی در شهر قم متولّد شده است. امّا آنچه که خارج از ورقه هویّت مذکور به یاد […]

فصل سوّم: ولادت

مطابق شناسنامه موجود، آقاي سيّدجمال¬الدّين بربرودی در تاریخ نهم ماه دلو  (بهمن ماه) سال یک هزار و دویست و هفتاد و چهار هجري شمسی از پدری به نام سیّد احمد و مادری به نام خانم بی¬بی در شهر قم متولّد شده است.

امّا آنچه که خارج از ورقه هویّت مذکور به یاد مانده آنست که این سیّد بزرگوار توسط مرحوم والد خود حضرت آیت¬الله العظمي سیّد احمد رضوی خوانساری، «محمود» (ستوده شده) نامیده می¬شود با آرزوی تبدیل شدن آن نوزاد به جلوه¬ای از تجلّی زیبای دینِ حضرت ختمی مرتبت محمّد مصطفی(ص) و نيز آنرا به کنیه «جمال¬الدّين» (رخ زیبای دین) ملقّب می¬نماید. آرزويي که دیری نپائيد با رشد و نمّو و تعالی این کودک، بخود جامه عمل پوشید و سیّد جمال الدّين با   نیل به رتبه اجتهاد و کسب عنوان آیت¬الله و عمل به دین «رسول¬الله(ص)»، به دعای پدر جامه استجابت پوشانيد. نکته قابل توجّه‌ ديگر در این تولّد، مکان و محل آن است یعنی «قم¬المقدّسه». هر چند آن زمان (زمان تولّد مرحوم آیت¬الله سیّد جمال¬الدّين) هنوز قم تبدیل به مرکزیّت     حوزه¬های علمیّه و محل استقرار زعامت عامّه شیعیان نشده بود لكن قم از گذشته دور تاكنون به جهت روایات و احادیث معتبر، شهر ائمّه و شهر بندگان خالص خدا شناخته می‌شود و آنچه كه مسلّم است، در آن زمان نیز قم شهر علم و اجتهاد و محل زیست علمای بسیاری بوده و به همین دلیل نیز سرکار شریعتمدار حضرت آیت¬الله العظمی حاج سیّد احمد رضوی خوانساری پس از طی مدارج عالی فقه و اصول و تلمّذ در محضر اساتید بزرگ حوزه اصفهان، برای تکمیل فیوضات و ارتقاء معلومات، مدّتی نیز در قم المقدّسه رحل اقامت می¬افکند، بدون توجّه‌ به آنکه شاید تقدیر الهی بر آن بوده که تولّد اولاد ذکور کوچک آن حضرت یعنی حاج سیّد محمود، مشهور به حاج سیّد جمال¬الدّين در آن ارض مقدّس به وقوع پیوسته و بعدها مراحل تعلیم و تعلّم و ارتقاء علمی و فهمی خود در علوم معقول و منقول را نیز در همان دیار مقدّس به انجام برساند. مدّتی پس از تولّد آن نوزاد، جناب والد مکرّم بنا به دعوت مردم و بزرگان دیار الیگودرز و با توصیه بزرگان و مراجع وقت، قصد عزیمت به الیگودرز را نموده و در آن شهر و در محلّه موصوف به “ده محمّدرضا ” رحل اقامت می¬افکند. کوی و محلّه¬ای که در گذر زمان محل رشد و نمّو جناب سیّد جمال¬الدّين بوده و از گذشته دور تا امروزنیز طولانی¬ترین کوچه آن محلّه به نام ایشان نام¬گذاری شده است.

در این بخش نگاهی گذرا خواهم داشت به شهرستان الیگودرز و کوی ده محمّدرضا و بیت خاندان بربرودی در آن محلّه.

الف- شهرستان الیگودرز

این شهرستان در منتهی¬الیه شرقی استان لرستان و از شمال به محدوده استان¬ها مرکزی و شهرستان خمین، از غرب به حوزه شهرستانهاي درود، ازنا و چالسپار، از جنوب به محدوده استانهاي خوزستان و شهرستان¬های مسجد سلیمان و ایذه و مالمير از شرق به محدوده استان¬های اصفهان و چهار محال بختیاری محصور می¬باشد. در مورد وجه تسمیه نامگذاری این شهر بنام الیگودرز نیز برابر اسناد موجود روایات متفاوتی وجود دارد.

این شهرستان شامل 5 بخش به اسامي، جاپلق، بربرود، زز و ماهرو، ذلّقی(بشارت)، مركزي و در گذشته نه چندان دور دارای وسیع¬ترین حوزه جغرافیایی شهرستانی در سطح کشور بوده است که به مرور زمان و با انجام تغییرات در تقسیمات کشوری، بخش¬های زیادی مانند سفید دشت و پاچه لک و روستاهای بسیاری از آن منفک و به حوزه جغرافیایی دیگر شهرستانهاي پیرامون پیوسته¬اند. محدوده جغرافیايي گذشته و امروز این شهرستان را به صورت تقریبی می توان مطابق نقشه¬های زیر ترسیم نمود.

شهرستان الیگودرز از منظر مردم¬شناسی و قوميّت در محدوده طوایف عمدتأ چهارلنگ و بعضأ هفت لنگ ایل بختیاری واقع شده و بافت قومي شهر و روستاهای تابعه را می¬توان به شکل کلّی زیر دسته¬بندی نمود.

– شهر الیگودرز مشتمل بر خاندان¬های گودرزی، رضایی، توکّلی، لوني، قلی، بهرامسری، سادات (رضوی، موسوی، علوی، مدنی و …) و مهاجران خوانسار و…

– روستاها و محدوده¬های تابعه مشتمل بر طوایف بسّاک (بسحاق)، عبدالوند، فولادوند، ذلقی، سرلک، آسترکی و…

این شهرستان در حال حاضر دارای جمعیّتی بالغ بر534/137 نفر بوده و دارای یک کرسی نمایندگی در مجلس شورای اسلامی می¬باشد.

در مورد خصوصیّات و خلقیّات مردم این دیار نیز می توان با مرور برخی حوادث و وقایع به سادگی ، شجاعت و متاسّفانه کم¬توجّهی به خودی و توجّه‌ به غریبه اشاره نمود.

یکی دیگر از ابعاد شخصيّتي و هويّت مردم آن سامان، سیاسی بودن و وجود جریانات سیاسی و فکری متفاوت در حدّ غلیظ، از گذشته دور تاکنون می¬باشد. شاید بتوان عمده¬ترین مثال این امر را در قبل از انقلاب، واقعه سال 1346 ه.ش دانسته و نمونه‌های بعد از انقلاب اسلامی را در وجود چهره¬های سیاسی و فکری تاثیرگذار و البته متضاد مانند آقایان شیخ مهدی کروبی ، شيخ اکبر گودرزی و حاج محمّد حسن قلی و دکتر علی محمّد احمدی  و مرحوم  محمد راجی  ذكر نمود. متاسّفانه شهرستان الیگودرز علی¬رغم دارا بودن ظرفیت¬های بالقوّه و بالفعل در زمینه¬های گوناگون مانند طبیعت و منابع طبیعی، میراث فرهنگی و…

جاذبه¬های گردشگری، ذخائر و معادن زیرزمینی، منابع زیاد آب زیرزمینی و روان آب و خصوصاً وجود نيروي انساني کارآمد، مجرّب، تاثیر گذار و خوش فکر همچنان یکی از محروم¬ترین نقاط کشور و حتّی استان لرستان قلمداد شده و در شاخص¬هایی مانند بي‌کاری، اعتیاد و خودکشی دارای جایگاه و رتبه ویژه در سطح استان و کشور می¬باشد. چرایی و علل این امر داستان مفصّلی است که از حوصله و موضوع این کتاب خارج بوده، لکن جا دارد متعصّبین و علاقه¬مندان این شهر هرچه سریعتر به شناسایی علل و عوامل این عقب¬ماندگی و فلاکت پرداخته و دین خود را به مردم فهیم و کم¬توقّع امّا غیرتمند و عزت‌مدار این دیار عزیز ادا کنند. انشاء الله.

 

 

ب- کوی ده محمّدرضا

همانگونه که در قبل و مختصر بدان پرداخته شد، شهر الیگودرز از گذشته دور مشتمل بر پنج دهستان همجوار به نام¬های ده محمّدرضا، ده آدینه وند، ده تیرانی، ده مجیان، ده وزندان بوده که مجموعه آنها را الیگودرز نامیده¬اند. خوشبختانه علی¬رغم مرور زمان و تغییرات تجدّد خواهانه، این عناوین همچنان بقاء خود را حفظ کرده و به نوعی در حفظ هویّت و تاریخ گذشته شهر الیگودرز تلاش می‌نمایند به نحوی که امروزه نیز محلّه¬های الیگودرز عمدتأ به همان نامها و عناوین قبلی شناخته می‌شوند.

محلّه ده محمّدرضا در منتهی الیه جنوب شرقی شهرستان الیگودرز واقع شده و برابر نقشه ذیل، از شمال به محلّه ده آدینه وند، از غرب به محلّه کاظم¬آباد و از جنوب به ارتفاع معروف به تپّه¬یال و از شرق نیز به اراضی کشاورزی موصوف به کندل¬ها محدود شده است.

بنا بر نقل قول موجود، وجه تسمیه نام¬گذاری این دهستان به «ده محمّدرضا» وجود فردی به همین نام به عنوان بزرگ این ده بوده است. محوریّت و مرکزیّت این محلّه، میدان علی ابن ابیطالب در مجاورت مسجدی به همین نام مبارک می-باشد. این محلّه از خیابان¬های اصلی و فرعی فردوسی شرقی، غربی (بعدها بنام آیت‌اللّه منتظری شرقی و غربی و هم اینک بنام رهبری)  و پژمان بختیاری (شهید ارسلان گودرزی و بعداً 17 شهریور) تشکیل شده و در گذشته و بعضاً امروز دو جوی آب معروف به نهر جلال آباد و کهریز جلال آباد از آن می‌گذرند. این محلّه از گذشته تا کنون یکی از محلّات مشجّر و خوش¬نشین شهر محسوب شده و مسکن و مأوای بسیاری از بزرگان، معتمدان و فرزانگان شهر بوده است. طولانی¬ترین کوچه این محلّه از دهه 1330 هـ ش و بنا به درخواست اهالی محلّه و شهر و به پاس خدمات و اثرات حضرت

آیت¬الله حاج سیّد جمال¬الدّين بربرودی و علی¬رغم عدم تمایل ایشان، به نام آن بزرگوار نام¬گذاری شده و امروز نیز با افتخار به همین نام خوانده می¬شود.

این کوچه از میدان علی¬ابن ابیطالب و جنب مسجدی به همین نام آغاز و با پیچ و خم بسیار نهایتأ به اواسط خیابان پژمان بختیاری (شهید ارسلان گودرزی یا 17شهریور) منتهی می¬گردد.

کوچه مذکور در گذشته دارای معابر و دالانهایی بوده که امروزه اثری از آنها نیست. وجود خانه¬های قدیمی و فرسوده در این کوچه که مویّد قدمت و طول عمر زیاد این محلّه و کوی می‌باشد یکی از ویژگی¬های آن محسوب می¬شود که متاسّفانه امروز اثری از آنها بجای نمانده و شاید بعد از خانه موصوف به خیابانی  (که تا دهه 80 ه ش بخشی از آن وجود داشت و امروز کلّاً تخریب و نوسازی شده) بتوان منزل و بیت قدیمی حضرت آیت¬الله حاج سیّد جمال¬الدّين بربرودی را یکی از قدیمی¬ترین آثار به جای مانده از گذشته میانی آن محلّه دانست.

این محلّه از دیرباز تا کنون مسکن خاندان مختلفی از جمله فامیل‌های رضایی، گودرزی، سرلک، سادات (رضوی- مدنی) و … می¬باشد.

ج- بیت خاندان رضوی بربرودی: قدر مسلّم آن است که در ادوار گذشته، بخش عمده¬ای از محدوده محصور در کوچه‌ای که بعدها به نام آیت‌الله حاج سیّد جمال¬الدّين بربرودی نامگذاری شده، در مالکیّت و متعلّق به این خاندان بوده که به مرور زمان تفکیک شده و به فروش رسیده یا واگذار شده است. محدوده¬ای که قدیمی¬ترین محل سکونت این خاندان بوده در فاصله کوتاه از ورودی کوچه و روبروی مسجد علی ابن ابیطالب قرار داشته که حسب منقولات، محل اسکان حضرت آیت‌الله سیّد میر علی اکبر رضوی خوانساری و پس از ایشان حضرت آیت الله حاج سیّد احمد رضوی خوانساری (والد مکرّم مرحوم آیت الله حاج سیّد جمال¬الدّين بربرودی) و اولاد و و ورثه ایشان بوده که این بخش از خانه¬ بعدها به برخی نوادگان آن مرحوم واگذار شده و در انتها نیز محل سکونت و منزل شخصی مرحومان اخوان حاج عبّاس و حاج حسین رضایی سرلک   بوده که نهایتأ در دهه 80 ه ش تخریب گردیده و هنوز زمین آن باقی مانده است.

یقیناً دیگر اولاد ذکور مرحوم سیّد احمد یعنی مرحومان سیّد هبه الله و سیّد اسدالله (شمس¬الشرّیعه) و آقا سیّد محمود (سیّدجمال¬الدّين) نیز در همین محدوده زندگی کرده و احدی از آنها( مرحوم سیّد هبه الله) در همین محل فوت نموده و دیگران به محل¬های بعدی نقل مکان کرده¬اند.

 

 

 

 

 

 

از دهه 40 هـ ش محدوده¬ای بالغ بر سه هکتار شامل باغات (تاکستان و میوه) و عمارات (اندرونی و بیرونی و مطبخ و حمام و باغ) محل استقرار و سکونت و در یک کلام، بیت آیت‌الله حاج سیّد جمال¬الدّين قرار می¬گیرد.

به مرور زمان و حسب اقتضائات و نیازهای بوجود آمده، بخش¬هایی از آن اراضی و املاک و عمارات توسط مرحوم سیّد جمال و بعدها توسط فرزندش مرحوم سیّدمحمّد حسن بفروش رسیده و به دیگران (همسایگان یا اقوام) واگذار می¬شود و آنچه که امروز از آن بیت شریف باقی مانده، محدوده¬ای به مساحت تقریبی 1600 متر مربع شامل عمارت قدیمی  و عمارت جدید  و باغچه¬ها و بیت الزهّرا  می‌باشد.

این عمارت بعد از تغییرات دهه 60 ه ش به شکل زیر تغییر نموده است.

پلان معماری عمارات قدیمی حسب آنچه که در حافظه نویسنده و دیگر بازماندگان باقی¬مانده به شکل زیر بوده و در یکی از تصاویر، آخرین محل سکونت مرحوم آیت‌الله حاج سیّدجمال ‌الدّين مشخّص گردیده است.

نویسنده کتاب به عنوان متولّی املاک و ابنیه باقی مانده از آن خاندان، سعی نموده است در حدّ امکان با حفظ هویّت و ترکیب فضاها و کاربری¬ها (در جهت باقی ماندن اصالت معماری بنای فوق) که علاوه بر زیبایی بصری، دارای گنج نهفته¬ای از ابعاد روحانی و معنوی مالکانِ درگذشته¬اش می¬باشد، تلاش نماید( به نحوی که امروز حتّی برخی از اشجار غرس شده توسط مرحوم آیت‌الله بربرودی همچنان در محوّطه حیاط حفظ شده و به بقاء خود ادامه می‌دهند.)

هر چند ممکن است حفظ برخی آثار قدیمی در حدّ پیش گفته شده برای عدهّ¬ای از نسل فعلی جذّاب و قابل توجّه‌ نباشد، لکن آنچه که از رویّت این آثار برای اینجانب و قطعاً برای دیگر بازماندگان و یادگاران آن بیت جالب توجّه‌ و در خور تعظیم و تکریم می¬باشد، سابقه¬ای طولانی از مراجعات مردمی، مبارزات سیاسی، تعلیم و تعلّم، عبادت شبانه و …مردمانی است پاک و منزّه که اگر چه امروز جسمشان در بین ما نیست، لکن یاد و خاطره خوش آنها برای ما باقی و انشاء¬الله برای آینده‌گان نیز باقی خواهد ماند. امروزه و در جوار بیت مرحوم آیت‌اللّه سید جمال‌الدین بربرودی به همّت خیرین شهر و کشور بلأخص مرحوم حاج سید تقی مشکوة‌السادات و قرارگاه سازندگی خاتم‌الأنبیا سپاه و سازمان بهزیستی و با تلاش ویژه جناب مهندس سید ولی‌اللّه رضوی‌نژاد، مؤسسه خیریه مهر کوثر ویژه نگهداری کودکان بی‌سرپرست و بد سرپرست ایجاد و تأسیس گردیده است که با این اقدام خدا پسندانه محدوده جغرافیای مذکور در شهر الیگودرز به قطب فرهنگی، اجتماعی تبدیل شده است. کلنگ این مرکز توسط جناب آقای دکتر محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام به زمین زده شد و ظرف یک سال به بهره‌برداری رسیده و توسط سردار سرتیپ پاسدار احمد وحیدی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام افتتاح گردید.

در اینجا و به عنوان حسن ختامِ این بخش جا دارد اذعان نمایم که تمامی تلاش و همّت خود را با یاری خدا در حفظ آثار مادّی و معنوی بجای مانده از اجداد و اسلاف پاکم بکار بردم، اینکه چه حد موفق بوده¬ام؟ نیاز به قضاوت دیگران دارد امّا اینکه چه آرزویی دارم، مسئله¬ای است که به عنوان یک اثر و سند در این کتاب به جای می¬گذارم و آن، فرض بودن حفظ و مرمّت و توسعه (مطابق با تاریخچه و گذشته معتبر آن) بر ورثه و اولاد ذکور و اناثم می¬باشد، نه به عنوان حفظ یک میراث پدری، بلکه به عنوان حفظ یک اثر ملّی و مذهبی در دیاری که بنا به دلایل مختلف، بسیاری از نمونه‌های مشابه¬اش در گذشته دور و نزدیک از بین رفته و خاطرات بزرگ¬مردان و عابدان و سالکان زیادی را با خود به فراموشی برده¬اند. این مجموعه شریف (بیت مرحوم آیت الله بربرودی) می¬تواند در آینده علاوه بر مرکز تجمّع و تحبیب قلوب دوستان و اقوام و بستگان، در عین حال مرکز تعلیم و تعلّم و امور خیر و خداپسندانه¬ای باشد که انجام آن امور، وظیفه شرعی و ادای دین گذشتگان و مایه خرسندی و شادی ارواح همهِ در گذشتگان باشد انشاالله.