فصل دهم کتاب آیت الله دیار ما -سید جمال الدین رضوی بربرودی الیگودرزی

شهریور 7, 1400
603 بازدید

فصل دهم: بُعد فرهنگی اجتماعی یکی از وسیع¬ترین و پر اثرترین ابعاد وجودی مرحوم آیت الله بربرودی بُعد فرهنگی و اجتماعی ایشان و حوزه تاثیرگذاری آن مرحوم در این مقوله می¬باشد به حدّی که شاید به جرأت بتوان گفت، تمامی مقاطع حیات طیّبه ایشان و تمامی حرکات و سکنات آن، مبدأ و منشاء فرهنگی داشته و […]

فصل دهم: بُعد فرهنگی اجتماعی

یکی از وسیع¬ترین و پر اثرترین ابعاد وجودی مرحوم آیت الله بربرودی بُعد فرهنگی و اجتماعی ایشان و حوزه تاثیرگذاری آن مرحوم در این مقوله می¬باشد به حدّی که شاید به جرأت بتوان گفت، تمامی مقاطع حیات طیّبه ایشان و تمامی حرکات و سکنات آن، مبدأ و منشاء فرهنگی داشته و دارای اثرگذاری مستقیم بر حوزه اجتماعی منطقه بوده است. این بُعد از زندگی مرحوم آیت الله بربرودی ریشه در گذشته خانوادگی ایشان داشته و رواج همین رویّه در اجداد و اسلاف ایشان نیز به خوبی دیده می¬شود. برخی زوایای این بُعد وجودی ایشان به شرح و قرار زیر مورد مطالعه و بررسی قرار می¬گیرد:

کسب و کار

مرحوم آیت الله سیّد جمال الدّين بربرودی علی رغم جایگاه و مرتبه والای علمی هیچ¬گاه در طول حیات خود، از محل ترویج دین ارتزاق نکرده و با این شیوه به طور عملی به اطرافیان آموخت که دین محل کسب درآمد و امرار معاش نبوده بلکه یک تکلیف الهی و وظیفه ذاتی است. آن مرحوم از ابتدا شغل مقدّس کشاورزی را به عنوان شغل اصلی و محل درآمد و ارتزاق خود و خانواده‌اش قرار داده و راساً به امر کشت و زرع در اراضی خود واقع در روستاهای چهار چشمه و شمس آباد می¬پرداخت.  هنوز هم برخی سالخوردگان و اهالی روستاهای فوق خاطرات زیادی از حضور شخص مرحوم بربرودی در اراضی و انجام مراحل مختلف کشاورزی (شامل کاشت و داشت و برداشت) توسط ایشان را به خاطر دارند. سخت کوشی و مجاهدت مرحوم بربرودی در امر کشاورزی و این¬که ایشان پا به پای دیگر کشاورزان و کارگران خود نیز کار می¬کرد، نشانه¬ای بود از پیروی عملی آن مرحوم از آموزه¬های دینی و رفتار ائمّه هدی که با عمل خود، به امّت اسلام درس¬های اخلاقی و دستورات دینی را منتقل می¬نمودند.

انتخاب شغل کشاورزی نیز خود از منظر مرحوم بربرودی دارای فلسفه و علّت بوده که نه تنها خود بدان عمل می¬کردند، بلکه در بسیاری از مواقع اطرافیان را نیز بدان توصیه می¬فرمودند. نویسنده به خاطر دارد که آن مرحوم در پاسخ به سوال و مشورت برخی اهالی و اطرافیان در مورد چگونگی و نوع اشتغال، آن¬ها را به کشاورزی توصیه نموده و در توضیح علّت آن می فرمودند:

شاید کشاورزی جزء تنها امورات و کارهایی باشد که انسان پس از انجام کار، صرفاً در مقابل خالقِ خود سر خم کرده و دستمزد و روزی می¬طلبد چرا که برای بسیاری از مشاغل و حِرَف باید در مقابل انسان¬ها سر خم نمود، در حالی که کشاورز پس از کاشت باید دو زانو در مقابل خدا نشسته و خالصانه فقط و فقط از او طلب روزی کند (آب و آفتاب و محصول طلب نماید.

میزان تلاش و مساعی آیت الله بربرودی در امر کشاورزی نیز زبان¬زد عام و خاصّ بود به نحوی که مرحوم کدخدا حبیب انصاری  بارها نقل می¬کرد: « بسیاری از اهالی روستا جرات همراهی مرحوم آقا را در زمان بازدید و سرکشی به اراضی نداشتند چون آن حضرت آن¬چنان با سرعت مسافت¬های زیاد را می¬پیمود و کشت و زرع را کنترل و نظارت می¬کردند که تقریباً هیچ یک از اهالی توان و یارای همراهی و هم¬پایی ایشان را نداشتند و بارها از همراهی ایشان بازمانده و یک نفره با مخاطرات زیاد به روستا مراجعت کرده¬اند.

اشتغال مرحوم بربرودی به کشت و زرع در اراضی مزروعی خود محدود نشده و آن حضرت در کنار کشاورزی، به امر باغداری در روستاهای چهار چشمه و شمس آباد و شهر الیگودرز نیز می¬پرداخت. باغ به یادگار مانده از مرحوم شمس الشّریعه در روستای چهار چشمه با درختان متنوّع میوه و مثمر و همچنین بادامستان روستای شمس آباد و مضافاً تاکستان شهر الیگودرز، همگی با حضور و نشاط مرحوم آیت الله بربرودی سرزنده و شاداب به حیات خود ادامه می¬دادند و بسیاری از اهالی و هم-جواران از محصولات باغات مذکور به توصیه و دستور مرحوم آیت الله بربرودی بهره مند می¬شدند.

علاوه بر کشاورزی و باغداری در یک مقطع کوتاه زمانی و با توجّه‌ به عدم وجود دفتر اسناد رسمی و دفتر ازدواج در محدوده شهرستان الیگودرز و لزوم مراجعت مردم به شهرهای اطراف مانند بروجرد و اراک و اصفهان برای انجام امورات ثبتی، مرحوم آیت الله بربرودی اقدام به تاسیس دفتر ازدواج و نیز دفتر اسناد رسمی نمودند که پس از ایجاد دفاتر بعدی و رفع نیاز مردم، اقدام به تعطیلی دفاتر خود کردند.

همان¬گونه که در قبل بدان اشاره شد شغل و فعالیّت اصلی مرحوم آیت الله سیّد جمال الدّين بربرودی تعلیم و تربیت دینی و ترویج فقه شیعی و انجام امورات شرعی مردم و اقامه نماز جماعت بوده لیکن هیچ¬گاه بابت امور فوق دستمزدی دریافت نکرده بلکه ترویج دین را رسالت فردی و تکلیف شرعی دانسته و نیاز رزق و روزی خود را علی رغم اقامه جماعت و موعظه و خطابه، تنها در کار کشاورزی محدود و محصور نموده بودند.

خدمات فرهنگی

صبغه و تبحّر مرحوم آیت الله بربرودی در حوزه مسائل دینی و اعتقادی موجب گردیده بود که ایشان به عنوان یک وظیفه شرعی به توسعه و ترویج و گسترش خدمات فرهنگی و اعتقادی در خطّه الیگودرز بپردازد. امروزه با گذشت چند دهه از درگذشت آن مرحوم، همچنان آثار این¬گونه خدمات ایشان در شهر الیگودرز موجود و مورد ستایش مردمان خوب و قدرشناس آن دیار می¬باشد. عناوین برخی از مهمترین خدمات فرهنگی مرحوم آیت الله سیّد جمال الدّين بربرودی به قرار زیر می¬باشد.

2/1تاسیس و مدیریت مسجد جامع و مدرسه علمیّه الیگودرز: از آن¬جا که خطّه الیگودرز از گذشته دور به عنوان یک سرزمین عالم پرور شناخته می¬شد ، ضرورت تاسیس مرکزیّتی برای تعلیم و تربیت فقه جعفری و ترویج و تبلیغ دین مبین علی رغم وجود مساجد و تکایای زیاد در سطح شهر مشهود بود. به همین دلیل مرحوم آیت الله حاج سیّد جمال الدّين بربرودی با دارا بودن جایگاه اجتماعی در منطقه و هم¬چنین داشتن مراتب علمی بالا و اجازه اجتهاد از مراجع و موسسّین حوزه علمیّه قم بر آن شد تا نسبت به رفع این نقص و نیاز در سطح شهر اقدام نماید. اوّلین اقدام آن مرحوم، تشکیل جمعی از معتمدین و متنفّذین شهر در چارچوب یک هیات امناء و هیات مدیره برای این منظور و انتخاب و تعیین محل مناسب بود. متعاقب آن با همکاری و همیاری مردم فهیم شهر و استجابت دعوت مرحوم بربرودی در کمک و یاری احداث آن مرکز ، نهایتاً در سال 1286 ه.ق کار تاسیس مسجد جامع و مدرسه علمیّه شهرستان الیگودرز به همّت هیات مدیره و شخص مرحوم آیت الله بربرودی به عنوان رئیس آن هیات به اتمام رسید که در نوع و زمان خود و در مقایسه با بسیاری از شهرهای کشور کم سابقه یا بی سابقه بود. هر چند مرحوم بربرودی اقامه نماز جماعت را کما فی‌السّابق در مسجد علی ابن ابیطالب کوی محمّدرضا (که مسجد احداثی توسط اجداد طاهرش بود) ادامه داد لکن با این اقدام و تاسیس مسجد جامع و سپردن امامت آن به دیگر علمای شهر، قدمی محکم در تبلیغ و ترویج دین و شریعت اسلام برداشت. مدرسه علمیّه الیگودرز نیز پس از تاسیس،محل درس و تدریس برخی علمای شهر بوده و خود مرحوم آیت الله بربرودی نیز در آن مدرسه به تدریس علوم اسلامی از جمله فقه و اصول و فلسفه می¬پرداخته است.

بر اساس برخی اسناد و مدارک موجود، بناء این مرکز با همّت و همیاری و مشارکت اقشار مختلف مردم صورت پذیرفته که در اینجا نمونه¬هایی از اسناد به جای مانده از این بناهای خیر ارائه می¬شود:

نهایتاً با اتمام ساخت و بهره ‌برداری از دو مرکز مهم و اثرگذار شهر، یعنی مسجد جامع و مدرسه علمیّه، این اقدام خداپسندانه مردم که با همّت و هدایت مرحوم آیت الله سیّد جمال الدّين بربرودی به انجام رسیده بود مورد تفقّد و سپاس برخی مراجع عظام وقت از جمله مرحوم آیت الله العظمی سیّد محمّد رضا موسوی گلپایگانی قرار گرفت.

2-راه اندازی و تاسیس اوّلین دوره متوسطه:از گذشته دور و علی رغم وجود مدارس سطح اوّل در شهر الیگودرز ، متاسّفانه وزارت فرهنگ  وقت به دلیل عدم وجود حداقل¬های ممکن (از نظر فضا و کادر آموزشی) با تاسیس مقطع دوّم تحصیلی در شهر الیگودرز مخالفت می¬نمود که نتیجه آن، ترک تحصیل بسیاری از جوانان الیگودرزی در پایان ششم اوّل (به دلیل عدم بضاعت مالی برای تحصیل در دیگر بلاد) شده و یا هجرت و عزیمت به بخش دیگری از کشور توسط جوانانی که دارای بضاعت و امکان برای اقامت و تحصیل در دیگر شهرها بودند، می¬گردید. فاصله کمتر شهرستان اراک به الیگودرز، آن شهر را به محل مراجعه و تحصیل عمده جوانان الیگودرزی تبدیل کرده بود و البته اصفهان نیز بعضاً این نقش را ایفا می¬نمود لکن آن¬چه که در این میان وجود داشت، مشکلات و مصائب دوری جوانان از خانواده¬ها و تحمیل هزینه¬های زیاد به خانواده¬ها بود. این مسئله نیز مدّت¬ها دغدغه فکری مرحوم آیت الله سیّد جمال الدّين بربرودی بوده و در نتیجه آن مرحوم با استفاده از نفوذ و اعتبار و جایگاه ویژه خود در منطقه و ارتباط با برخی بزرگان کشور توانست پس از چندین سال تلاش بی وقفه و سفرهای مکرّر به تهران و ملاقات با بسیاری از مسئولان و مقامات کشور، نهایتاً مجوّز تاسیس و راه اندازی سیکل دوّم را در شهر الیگودرز اخذ نماید  (این تازه اوّل کار محسوب می¬شد چرا که گام اصلی و بعدی این اقدام، تامین مکان و کادر آموزشی بود). باز هم مرحوم بربرودی با استفاده از جایگاه منحصر به فرد خود در بین مردم شهر الیگودرز و با استفاده از جایگاه وعظ و خطابه، مردم را به کمک طلبیده و با انجام چند سخنرانی غرّا و اثرگذار، موجبات همیاری و همکاری عموم مردم را فراهم و مکانی در محدوده شهر را به عنوان محل دبیرستان انتخاب نمودند. چگونگی انتخاب کادر آموزشی نیز خود داستان مفصّل و زیبایی دارد.

مرحوم بربرودی با مراجعت به تهران و رجوع به دبیرستان¬ها و مراکز آموزشی و وزارت فرهنگ و انجام مذاکره و ترغیب احساسات مدرّسان و معلّمان، بالاخره موفق شد یکی از فارغ التحصیلان ممتاز مقطع لیسانس به نام آقای حسین حمیدی را به هجرت به الیگودرز و پذیرش تدریس علوم جدید ترغیب بنماید. امّا همچنان کادر آموزشی برای تامین نظر وزارت آموزش و پرورش به دلیل عدم وجود معلّمِ علوم معقول و منقول ناقص می¬نمود. در این¬جا نیز مرحوم آیت الله بربرودی با همان روحیه جهادی و اتّکاء به سیره و روش ائمّه و بزرگان دین (که خود عامل به کلام خویش بودند) قدم پیش نهاده و علی رغم وزانت و مرتبه عالی علمی (اجتهاد متجزّی) راساً تدریس علوم معقول و منقولِ سیکل دوّم دبیرستان الیگودرز را به عهده گرفت! کاری که از نگاه مادّی و دنیایی شاید برازنده ایشان نبود لکن با اتّکاء به خدا و تعلّق خاطر به رضای پروردگار و علی رغم مشغله بسیار (اعم از کسب و کار و تدریس و تبلیغ و ترویج دین) آن را پذیرفت و در قامت یک معلّم با نظم و ترتیب خاصّی در کلاس¬های درس حاضر و به تدریس و تعلیم جوانان الیگودرزی پرداخت. امروزه بسیاری از تحصیل کرده¬های مسن شهر، خاطرات زیادی از آن دوره و نحوه تدریس و تعلیم مرحوم آیت الله بربرودی به خاطر دارند.

این اقدام خداپسندانه از چشم تیزبین نسل نو الیگودرز نیز پنهان نماند که بعنوان نمونه می‌توان به مقاله ارائه شده زیر در فضای مجازی بشرح ذیل و جلب توجه به صفحه 4 مقاله تحت عنوان «ماجرای راه‌اندازی کلاس 10 و 11 و 12 در الیگودرز» اشاره نمود:

سرک کشیدن به آسمان سیاست در الیگودرز

  • ماجرای راه اندازی کلاس 10 و11 و12در الیگودرز

در خصوص این موضوع در اوراق غیر مکتوب تاریخ الیگودرز چنین نقل است که زمانی در الیگودرز کلاس دهم ، یازدهم و دوازده در شهر دایر نبوده و گروهی از خیر اندیشان شهر به سرپرستی مرحوم آیت اله سید جمال الدین بربرودی با وزیر آموزش وپرورش وقت دیدار نموده و با تنظیم نامه ای به امضای بزرگان شهر  برای دایر نمودن کلاس های دهم تا دیپلم اقدام می نمایند

هنگامی که جمعی از جوانان مشتاق علم برای امضای این نامه نزد برخی از بزرگانن شهر می روند یکی از آنها آنجناب خطاب به جوان¬ها می گوید  من این نامه را امضاءکنم تا پسر آخوند گی میشی (با عرض پوزش از بیان این کلمه) بتونه دیپلم بگیره و اونوقت به من سلام نکند.

3-تاسیس آموزش و پرورش در منطقه الیگودرز: مرحوم آیت الله سیّد جمال الدّين بربرودی در امر توسعه و بسط تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان الیگودرز به آن اقدام  اکتفا ننموده و تلاش نمود آن اقدام مبارک را به نحوی نهادینه نماید که در آینده مورد خدشه و تردید قرار نگیرد. لذا پیگیری¬ها و مسافرت¬ها و ملاقات¬های خود را به منظور تاسیس اداره فرهنگ در شهر الیگودرز تداوم بخشید  تا آن¬که بالاخره موفّق به کسب رضایت و موافقت وزارت آموزش و پرورش شده و اداره آموزش و پرورش شهرستان الیگودرز رسماً تاسیس گردید و البته مرحوم بربرودی با عضویت در شورای آموزش و پرورش منطقه الیگودرز، به استمرار اثرگذاری و هدایت خود در زمینه تحصیل جوانان شهر اقدام نمود.

مرحوم آیت الله بربرودی با این اقدام خود، نهال تعلیم و تربیت را در خطّه الیگودرز غرس نمود که تا امروز نیز جوانان مستعد و سخت کوش آن دیار از آن خدمت خالصانه ایشان بهره مند شده و بدون شک ثوابی از خدمات و تعالی نخبگان الیگودرزی بعنوان صدقه جاریه تا ابد به روح پر فتوح آن آیت حقّ و خدمتگذار صدیقِ مردم واصل خواهد شد. ان¬شاءالله.

4-تاسیس کتابخانه عمومی: آغاز فعالیّت سیکل دوّم تحصیلی در شهر الیگودرز و متعاقب آن تاسیس اداره آموزش و پرورش موجب گردید که چهره شهر از منظر علم و فن دگرگون شده و شهر الیگودرز کم کم نمایی نو به خود بگیرد که عمده¬ترین ثمر آن، رواج تحصیل در مقاطع مختلف برای دختران و پسران بود. اتفاق فوق از طرفی و نبودن امکانات مادی مانند کتابخانه و بعضاً رجوع شاگردان مدرسه به جناب بربرودی برای تأمین کتب درسی و احاله ایشان به کتابخانه شخصی خود بمنظور بهره‌مندی از کتب موجود  موجب گردید که نیاز متّصل به تعلیم و تربیت یعنی وجود یک کتابخانه و مرکز علمی برای شهر بیشتر هویدا گردد.

در اینجا نیز مرحوم آيت الله سیّد جمال الدّين بربرودی با همان روحیّه و اخلاص، رنج کار را به دوش گرفته و مانند قبل با انجام سفرهای مکرّر و قبول زحمت و رنج سفر، ایجاد یک کتابخانه عمومی در شهر الیگودرز برای بهره مندی جوانان و محصّلین شهر را در دستور کار خود قرار داد. پیگیری¬ها و اصرار آن مرحوم موجب گردید که نهایتاً وزارت فرهنگ و هنر وقت در تاریخ 26/01/1346 ه.ش با ایجاد کتابخانه شهر الیگودرز موافقت و با انتصاب اعضاء انجمن کتابخانه، عملاً فعالیّت کتابخانه عمومی شهر الیگودرز آغاز گردد. این بار نیز مرحوم بربرودی با قبول عضویّت در آن انجمن، به تداوم نقش و اثر ماندگار خود در عرصه خدمت رسانی خالصانه به مردم ادامه داده و موجبات ترویج فرهنگ کتابخوانی و رشد و تعالی علمی جوانان آن خطّه را فراهم نمود.

5-مدیریت و هدایت علماء و مبلغین: صفا و سادگی و اعتقاد قلبی لُر بختیاری به شریعتِ شیعه اثنی عشری موجب گردیده بود که خطّه الیگودرز از گذشته دور محل مناسبی برای تبلیغ و ترویج دین مبین باشد. به همین دلیل در ايّام و ماه¬هایی از سال خطباء و مبلّغین زیادی از حوزه علمیّه قم به سراسر کشور خصوصاً محدوده الیگودرز و حومه گسیل شده و به ترویج شعائر و تبلیغ اسلام می¬پرداختند . ایجاد هماهنگی واعلام نیاز و چگونگی هدایت و مدیریت این اقدام حوزه علمیّه قم که از گذشته آغاز گردیده بود خود امری پیچیده و ضروری می نمود که معمولاً در هر منطقه، اعلمِ علماء بدان می¬پرداختند. در الیگودرز نیز مرحوم آیت الله حاج سیّد جمال الدّين بربرودی به عنوان استوانه علماء و دانشمندان منطقه (که مورد وثوق مراجع و بزرگان حوزه علمیّه قم نیز بود) این نقش را به عهده داشته و نسبت به هدایت و برنامه ریزی و مدیریت این اقدام تبلیغی، هر ساله اقدام می¬نموده است که ذیلاً یک نمونه از مکاتبات این موضوع ارائه می‌شود.

6-تدریس خصوصی علوم انسانی: علاقه وافر مرحوم آیت الله سیّد جمال الدّين بربرودی به امر تعلیم و تربیت و اعتقاد قلبی آن مرحوم به لزوم کادر سازی برای آینده اسلام  موجب گردیده بود که ایشان برابر فصول و بندهای قبلی، علی رغم ضیق وقت و پرداختن به امور و شئون مختلف، از تربیت و تعلیم جوانان نیز به انحاء گوناگون غافل نشده و به امر مقدّسِ معلّمی و تدریس در دبیرستان  یا حوزه علمیّه  نیز بپردازد. اهمّیت این امر از منظر آن حضرت به گونه¬ای بوده است که ایشان به این حدّ نیز بسنده نکرده و با در نظر گرفتن اوقات شبانه روز و اشتغال ایشان به امور مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، دینی و خدماتی تعدادی از جوانان مستعد و با انگیزه و نخبه شهر را نیز انتخاب کرده و با اختصاص دادن ساعتی از اوقات استراحت و عبادت صبحگاهی خود یعنی حدود ساعت 5 صبح، آن دسته از جوانان را نیز به صورت خصوصی به حضور پذیرفته و به تدریس خصوصی علوم انسانی از جمله فلسفه، ادبیّات عرب و ادبیات فارسی و منطق و معارف اسلامی می¬پرداخته است. برخی از شاگردان ویژه آن دوره خاصِّ تدریس مرحوم آیت الله بربرودی که هنوز خاطره خوش و تاثیر به سزای آن کلاس¬ها را در رشد و تعالی خود بسیار اثرگذار می¬دانند عبارتند از آقایان ( و برادران) سیّد کمال الدّين، سیّدعطاالدّين و سیّد علاء الدّين رضوی، دکتر سیّد مرتضی اشرفی، دکتر سیّد مصطفی، دکترسیّد حسن مدنی، استاد رضا جدیدی

خدمات اجتماعی

جایگاه ممتاز خاندان و اسلاف مرحوم آیت الله سیّد جمال الدّين بربرودی در منطقه و اعتبار و مرجعیّت پدر و اجداد ایشان موجب گردیده بود که آن مرحوم از کودکی در محیطی که محل رجوع و حلّ و فصل مشکلات عامّه مردم بوده رشد و نمو نماید و بدیهی است که این امر تاثیر بسزایی در خلقیّات و روحیّات سیّد جمال الدّين به جای بگذارد. کم‌کم و با قرار گرفتن مرحوم سیّد جمال در جایگاه مرجعیّت سیاسی، اجتماعی و دینی مردم خطّه الیگودرز، اثرات آن تربیت هویدا گشته و مرحوم آیت الله بربرودی به عنوان یک عالم وارسته و ذی نفوذ و دارای اعتبار اجتماعی در سطح شهر و استان و حتّی  مرکز کشور، در کنار دیگر خدمات و اقدامات خود، فصل نوینی در ارائه خدمات اجتماعی به مردم آن سامان را بگشاید. کنار هم قرار دادن خدمات اجتماعی و خدمات فرهنگی آن مرحوم، مجموعه¬ای کامل از مردم دوستی، مردم یاری و مردم داری یک عالم دینی را به معرض ظهور رساند.

اقدامات مرحوم آیت الله بربرودی در حوزه خدمات اجتماعی نیز مانند خدمات فرهنگی و سیاسی، دینی و … ایشان دارای ابعاد و زوایای گوناگون می¬باشد که در این مجال به ذکر چند نمونه بارز آن¬ها اشاره می¬شود

1-تاسیس اوّلین بیمارستان الیگودرز: شهرستان الیگودرز علی رغم وسعت جغرافیایی و دارا بودن جمعیّت نسبتاً زیاد متاسّفانه بنا به دلایل مختلف تا دهه 30 شمسی فاقد یک مرکز درمانی و بیمارستانی بوده و این امر موجب شده بود که بسیاری از اهالی شهر و مناطق حومه به دلیل بیماری¬های کوچک و ساده جان خود را از دست داده و یا دچار نقص عضو شوند، چرا که بخش عمده¬ی مردم بی بضاعت شهر و روستاها امکان عزیمت به شهرهای بزرگ و بهره مندی از امکانات پزشکی آنها را نداشتند. مراجعه به آرشیو برخی نشریات آن ایام بخوبی نشان دهنده وضعیت اسفبار بهداشت و درمان منطقه محروم الیگودرز می‌باشد. این در حالی بود که بخشِ با بضاعت شهر و روستاها نیز به همین دلیل دچار زحمات بسیار و هزینه¬های گزاف می¬شدند. مجموعه اقدامات توسعه¬ای مرحوم آیت الله بربرودی در شهر و دیار الیگودرز موجب شده بود که این نقیصه نیز خود را به خوبی نشان دهد. لذا از اوائل دهه 30 شمسی مرحوم آیت الله بربرودی اراده خود را بر تاسیس اوّلین مرکز درمانی و بیمارستانی شهر الیگودرز قرار داده و اقدامات خود را در دو بخش و حوزه آغاز نمود. اوّل در سطح شهر و دوّم در سطح کشور.

در سطح شهر، مرحوم آیت الله بربرودی با بهره مندی از روش جلب مشارکت مردمی (که مختص علماء و خطبا بوده و در ایشان نیز به طور ویژه¬ای وجود داشت) فعالیّت خود را با ایراد خطابه و وعظ در منابر و مجالس در بین عوام و خواصّ شهر شروع کرده و دست همیاری خود را برای هر گونه یاری بسوی مردم دراز نمود. کم‌کم این اقدام مرحوم بربرودی تاثیر خود را گذاشته و سیل کمک¬ها و مساعدت¬های مردمی در سطوح مختلف آغاز می¬گردد و این کمک¬ها با مدیریت و هدایت مرحوم آیت الله بربرودی به سمت و سوی ایجاد زیرساخت مناسب برای ساخت یک بیمارستان جهت داده می‌شود.

داستان تملّک اراضی مورد نیاز بیمارستان نیز شنیدنی است. آن¬جا که مرحوم بربرودی بعد از یک منبر آتشین و احساسی و پس از ترغیب احساسات مردم، شخصاً به سمت اراضی مورد نظر جهت احداث بیمارستان حرکت نموده و با عصای خود مسافت و حریمی نسبتاً طولانی را تعیین و همان¬جا از مالکین آن اراضی تقاضا می‌نماید جهت مشارکت در این اقدام خداپسندانه، زمین-های¬ آن محدوده را به صورت بلاعوض یا با قیمت ناچیز واگذار نمایند.

معمّرین شهر الیگودرز هنوز مجالس و خطابه¬های احساسی مرحوم بربرودی را که بعضاً با بغض و گریه¬های ایشان توام شده و به واسطه اعتبار و شأن و جایگاهشان موجب ترغیب احساسات و هجوم کمک¬های مردمی به امر ساخت بیمارستان می‌شد را به خوبی بیاد دارند. پس از تامین زمین مورد نیاز، عامّه مردم دعوت مرحوم بربرودی را لبیک گفته و هر کس به بضاعت خود و به صورت نقدی یا غیر نقدی (به شکل طلا و مسکوکات و اجناس و اقلام ساخت و ساز) و حتّی برخی که بضاعتی نداشتند به شکل کار بدون مزد و اجرت، خود را در این اقدام عامّ‌المنفعه شریک نمودند.

در سطح کشور و در گام دوّم و هم¬زمان با اقدامات در سطح شهر، مرحوم سیّد جمال الدّين بربرودی با استفاده از اعتبار و نفوذ خود در بین بسیاری از متنفّذین و مقامات و علمای طراز اوّل کشور، اقدامات اساسی خود را برای جلب موافقت و تامین اعتبار و تجهیز بیمارستان آغاز می‌نماید.

پیگیری¬ها و مراجعات مستمّر سیّد جمال (که محصول رنج و مشقّت بسیار آن مرحوم در مسافرت¬ها و مذاکرات و جلسات بود) به زودی نتیجه داد و وزارت بهداری وقت با تاسیس اوّلین بیمارستان شهر الیگودرز موافقت اصولی نمود.

نهایتاً پس از مدّت¬ها تلاش بی وقفه و شبانه روزی، وزیر بهداری وقت در تاریخ 24/11/1338 ه.ش با احداث بیمارستان 25 تختخوابی شهرستان الیگودرز موافقت و به اداره کلّ مهندسی بهداشت وزارت بهداری دستور تامین اعتبار و ساخت آن از محلّ اعتبارات مرتبط را صادر می¬نماید.

با این اقدام، عملیات ساخت بیمارستان فوق در خیابان معروف به سیلو سرعت گرفته و همزمان با پیشرفت مراحل ساخت، پیگیری¬های مرحوم آیت الله بربرودی برای تجهیز بیمارستان نیز آغاز می¬گردد که به مرور زمان و تا نیمه اوّل دهه 40 شمسی این اقدامات نیز به بار نشسته و کار تجهیز بیمارستان به پایان می¬رسد.

با پایان کار ساخت بیمارستان و آماده شدن زمینه بهره‌برداری، بنا به تقاضای بسیاری از اهالی شهر از وزارت بهداری مبنی بر نامگذاری این بیمارستان به نام آیت الله سیّد جمال الدّين بربرودی  ایشان با استمرار رویّه و منش اخلاقی گذشته خود، وزارت بهداری و همشهریان را از ادامه پیگیری و درخواستشان منصرف می‌نماید.

هر چند بیمارستان الیگودرز به نام 25 شهریور نامگذاری شده و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز به 17 شهریور تغییر نام داد (و امروزه دانشکده پرستاری دانشگاه علوم پزشکی استان لرستان می¬باشد) لکن تلاش و مساعی مرحوم بربرودی در احداث این مرکز خیریّه و عامّ‌المنفعه یقیناً بر خداوند متعال و مردم فهیم و قدرشناس الیگودرز پنهان نمانده و فراموش نخواهد شد.

 

 

2-تاسیس دادگاه: بافت ایلاتی و عشایری منطقه الیگودرز و وجود کشمکش¬ها و اختلافات طایفه¬ای، ارضی و قومی و قبیله¬ای همواره یکی از معضلات اجتماعی شهرستان الیگودرز تلقّی شده و می¬شود. از گذشته دور حلّ و فصل این اختلافات و منازعات عمدتاً توسط بزرگان و ریش سفیدان منطقه انجام می¬گردید لکن گسترش منطقه و رشد جمعیّت و تغییرات رفتاری مردم موجب گردیده بود که نیاز شدید و مبرم به یک نهاد مدنیِ حلّ اختلاف، روز به روز روشن¬تر شود. تا دهه¬ی 30 ه.ش مرجع قضایی الیگودرز، دادگاه بخش الیگودرز در تابعیّت دادگاه شهرستان بروجرد بود که معمولاً از منظر کمّی و کیفی پاسخ¬گوی نیاز حجم گسترده دعاوی الیگودرز نبوده و در این امر(طرح دعاوی و پیگیری حلّ و فصل اختلافات) نیز مانند دیگر امور شهرستان ، مردم شهر و دیار الیگودرز مجبور بودند امورات خود را با عزیمت به شهرستان بروجرد و در دادگاه آن شهرستان دنبال نمایند. این کمبود نیز مانند دیگر موضوعات از چشم تیز بین مرحوم آیت الله بربرودی پنهان نماند و ایشان به موازات پیگیری حلّ مشکلات و معضلات تحصیلی، درمانی و … شهر، به فکر چاره برای حلّ مشکل قضایی نیز افتاد. پیگیری¬ها و مکاتبات و مراجعات بسیاری توسط مرحوم آیت الله بربرودی با مقامات کشوری از جمله وزیر دادگستری صورت گرفت تا در ابتدا و در مرحله اوّل، وزارت دادگستری اقدام به توسعه کمّی دادگاه بخش الیگودرز نمود.

در مرحله دوّم، تبدیل دادگاه بخش الیگودرز به دادگاه شهرستان در دستورکار وزارت دادگستری قرار گرفته و نهایتاً در سال 1327 ه ش، دادگاه بخش الیگودرز رسماً از دادگاه شهرستان بروجرد مُنفک و به عنوان دادگاه شهرستان الیگودرز آغاز فعالیّت نمود تا گام دیگری از خدمات اجتماعی یک اندیشمند فرزانه و بصیر و مردم دوست به یاری خدا و با اخلاصِ عمل، به خود جامه عمل بپوشد. جزاکم الله خیراً.

3-تاسیس دفاتر اسناد رسمی و ازدواج و طلاق: هر چند از گذشته¬های دور، امر ازدواج و طلاق عامّه مردم توسط علما و روحانیون انجام می¬شد لکن با تغییر ساختار و نهادهای حکومتی و ضرورت ارائه اسناد و مدارک رسمی در برخی مراجع و مراکز، لزوم رفع نیاز شهرستان الیگودرز به یک دفتر اسناد رسمی نیز خیلی زود خود را نشان داد. در این امر نیز الیگودرز مشابه دیگر حوزه¬های کاری تا آن تاریخ در تابعیّت شهرستان بروجرد بود و مردم شهر می¬بایست امورات ثبتی خود را با عزیمت به بروجرد به انجام برسانند لذا مرحوم آیت الله بربرودی این¬بار نیز بدون چشم داشتِ دنیوی و صرفاً به منظور رفع نیاز و حلّ مشکل عامّه مردم پیش‌قدم شود و اقدام به درخواست تاسیس دفتر اسناد رسمی نمود.

این درخواست خیلی سریع مورد اجابت وزارت عدلیّه قرار گرفته و اجازه تاسیس دفتر اسناد رسمی و ثبت معاملات و ازدواج و طلاق به نام مرحوم آیت الله سیّد جمال الدّين بربرودی صادر می¬گردد.

دفتر اسناد رسمی مرحوم بربرودی تا چند سال به فعالیّت خود ادامه داده و پس از آن با توجّه‌ به تاسیس دفاتر اسناد رسمی دیگر در محدوده شهر الیگودرز و رفع نیاز مردم، مرحوم بربرودی اقدام به تعطیلی دفتر خود می¬نماید.

نکته قابل توجّه‌ در این اقدام، آن است که درگذشته بسیاری از علماء و روحانیونِ سرشناس به دلیل عسرت و تنگدستی و به عنوان محلّی برای امرار معاش اقدام به تاسیس دفتر اسناد رسمی می‌نمودند که از منظر برخی دیگر از علماء، کاری مذموم و ناپسند شمرده می¬شد، لکن وقتی اقدام مرحوم سیّد جمال الدّين در تاسیس اوّلین دفتر اسناد رسمی الیگودرز را در کنار دیگر اقدامات عامّ‌المنفعه و خیریّه آن مرحوم در حوزه¬های مذهبی و دینی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی قرار می¬دهیم، پی خواهیم برد که این اقدام معظّم له نیز تنها و تنها نشأت گرفته از رفع نیاز آحاد جامعه و حلّ مشکل ¬آن¬ها بوده که البته این نوع اقدام در برخی شهرهای دیگر نیز مسبوق به سابقه می-باشد.

4-دستگیری مستمندان: مرحوم آیت الله سیّد جمال الدّين بربرودی با دارا بودن تمکّن مالی و به تبع آن سطح زندگی نسبتاً مرفّه، دارای روحیّه و صفت لطیف و خدا پسندانه دست گیری از مستمندان بود. ایشان در کنار حلّ و فصل مشکلات و معضلات عمومی شهر، از توجّه‌ ویژه به افراد کم و بی بضاعت نیز اغماض نکرده و همواره در حدّ وسع و توان خود، ضمن تحت پوشش قرار دادن ثابت تعدادی از اینگونه افراد، به صورت موردی نیز در این خصوص اقدام می¬نمود. این ویژگی مرحوم سیّد جمال موجب شده بود که علاوه بر مراجعات فردی، ایشان محلّ ارجاع مصادیق مستمندان از طرف بزرگان و علماء سایر بلاد نیز قرار بگیرد.

نمونه¬ای از این ارجاعات را می¬توان در معرّفی نامه مرحوم آیت الله حاج آقا مرتضی حایری یزدی  پیدا نمود.

سابقه رفاقت و هم درس و هم بحثی آن دو (مرحومان آیت الله شیخ مرتضی حایری یزدی و آیت الله سیّد جمال الدّين بربرودی) و اطّلاع مرحوم حایری یزدی از جایگاه و اعتبار مرحوم بربرودی در شهر و دیار خود و اینکه نامبرده منشاء اثر و خدمات به عامّه مردم می¬باشد موجب می¬گردد که آن حضرت یکی از مراجعین به خود را به جهت رفع مشکل و دست گیری به مرحوم آیت الله سیّد جمال الدّين بربرودی احاله دهد.